شاهدان حریم

دجال ها وحرمله ها را حرامی ومارا مدافعان حرم آفریده اند...

پیام همسران و فرزندان شهدای مدافع حرم گرگانی+تصاویر

خانواده های شهدای مدافع حرم گرگانی به مناسبت روز پاسدار و جانباز پیام تبریک داده و اعلام کردند افتخار می کنیم پاسداران ما در دفاع از حرم بی بی زینب به شهادت رسیدند .

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گلستان ما ؛ به مناسبت روز پاسدار و روز جانباز به سراغ تعدادی از خانواده های مدافع حرم در شهر گرگان رفتیم تا این روز بزرگ را به این خانواده ها تبریک بگوییم .

همسران و فرزندان شهدای مدافع حرم که امسال برای اولین بار نبودن پدران خود را درروز پاسدار تجربه می کردند در گفتگو با ما چنین گفتند :  

** پیام همسر شهید مدافع حرم اسماعیل زاهد پور: همسرم پاسدار حرم بی بی زینب (س) بودند و وظیفه ی من که همسر یک پاسدار هستم،پاسداری و حمایت از فرزندان شهید است که امانتی گرانبها از شهید در دستانم هستند.

mdafe haram 1

** پیام پسر بزرگ شهید اسماعیل زاهد پور: افتخار میکنم پدرم پاسدار مدافع حرم بودند.

mdafe haram 1

** پیام پسر دوم شهید اسماعیل زاهد پور: روز پاسدار را به تمام پاسداران و خانواده های شهدای مدافع حرم استان تبریک میگویم.

mdafe haram 1

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

** پیام همسر شهید افشین زورقی: اول آرزو می کنم مرگ من و فرزندانم شهادت در راه رضای خدا باشد.

دوم پیامی خطاب به دشمنان: دشمنان امروز ببینند و بدانند که دو حاج افشین زورقی دیگر لباس رزم پوشیدند و آماده هستند قطره قطره ی خون خود را در راه اسلام و قرآن و اهل بیت فدا کنند.

پیام همسر شهید در خصوص روز پاسدار: افتخارم این است امروز به عنوان همسر یک پاسدار واقعی و شهید مدافع حرم با هدیه کردن دو دست گل دیگر انجام وظیفه کنم.

همچنین همسر شهید زورقی خاطر نشان کردند: شما خبرنگاران و عکاسان وظیفه ای سنگین تری دارید در برابر رسانه های بیگانه و رقابت کنید با آنان و باید لحظه های خاص را شکار کنید و بهشان نشان دهید که خانواده های شهدای مدافع حرم همیشه آماده برای دفاع هستند و از هر توپ و تانکی به تصویر کشیدن این ها مهم تر و بدتر است برایشان.

mdafe haram 1

** پیام فرزند بزرگ شهید افشین زورقی: از خدا میخواهم زندگی ما سعادت و مرگ ما شهادت باشد و همچنین روز پاسدار را به همه ی پاسداران و همه پاسداران مدافع حرم تبریک میگویم.و خودشان هم بیان کردند که دوست دارند راه پدر شهید خود را ادامه دهند و پاسدار شوند و آرزو ی پاسداری و جانبازی در راه اهل بیت را دارند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

** پیام همسر شهید سید احسان حاجی حتم لو: روز پاسدار را به همه ی پاسداران امام زمان (عج) تبریک عرض میکنم و انشاالله همان طور که شهدا مدافع حرم بی بی زینب(س) شدند،برادران پاسدار ما هم مدافع خون شهدای مدافعین حرم باشند و همچنین از مردم می خواهم که قدر این امنیت و آرامش را بدانند و پاسدار خون شهدا باشند.

mdafe haram 1

همسر شهید گفت: تنها یادگار همسرم سید احسان حاجی حتم لو را تقدیم امام زمان (عج) میکنم که یار امام زمان (عج) باشد.

گزارش و عکس: فائزه کابلی


[سه شنبه 21 آذر 1396 ]  [09:43 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

اخیرا تصویری از سردار سلیمانی در کنار فرزندان شهدای مدافع حرم در اینستاگرام به اشتراک گذاشته شده است.

باشگاه خبرنگاران جوان: سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس است که این روزها در حال نبرد با تروریست های داعش در شهرهای سوریه است.

 به تازگی صفحه اینستاگرام منتسب به وی با عکس یادگاری از سردار سلیمانی  در کنار  فرزندان شهدای مدافع حرم  که برای اولین بار در این شبکه اجتماعی به اشتراک گذاشته شده به روز رسانی شد.

این صفحه نوشت:
"امروزدر جمع  فرزندان شهدای مدافع حرم."
 
سردار سلیمانی 
 
 
کلمات کلیدی: سردار سلیمانی ، فرزندان شهدای مدافع حرم ، عکس یادگاری

 


[یک شنبه 12 آذر 1396 ]  [09:05 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

شهدای مدافع حرمی که داعش آنها را ذبح کرد + عکس

يکشنبه 22 مرداد 1396 - 17:01

پیش از شهید محسن حججی، سردار «عبدالله اسکندری» و «رضا اسماعیلی» نیز از نخستین شهدای مدافع حرم بودند که تیزی تیغ جنگ تروریست‌های تکفیری داعش آن‌ها را همچون سالار شهیدان بی‌سر کرده است.

 

العالم - ایران

از زمان حضرت یحیی (ع) تا حسین بن علی (ع) در سال ۶۱ هجری یا جنایت‌های کومله و دموکرات و زخمی که منافقین و ضد انقلاب بر تن مدافعان میهن باقی گذاشته‌اند؛ «ذبح» انسان رازی سر به مهر باقی‌مانده است؛ رازی که با هر جنگ آلت قتلی در دست جلادان و دشمنانِ جبهه حق می‌شود. رازی که همچون تبر بر پیکر درختی تنومند زده می‌شود تا آن را بخشکاند اما غافل از اینکه هر زخم جوانه‌ای می‌شود که پیچک‌وار گریبان دشمن را می‌گیرد تا از نفس بیفتد و نابود شود.

تاریخ گواه آن است که جلادان همواره با کشتار در پی قوام حکومت خویش بوه‌اند. نمونه زنده و به روز آن رفتارهای ناجوانمردانه گروه تروریستی داعش در کشورهای اسلامی است. اعضای این گروه آن‌چنان از اصل انسانی خود دور شده‌اند که با توحشی حیوانی انسان‌های بی‌گناه را از دم تیغ خود می‌گذرانند.

از آغاز تحرکات گروه تروریستی داعش در منطقه، سردار «عبدالله اسکندری» و «رضا اسماعیلی» از جمله شهدای مدافع حرم هستند که تیزی تیغ جنگ تروریست‌های تکفیری داعش آن‌ها را بی‌سر کرد. روایت شهادت هر یک از این جان‌سپاری‌ها قصه پر غصه‌ای‌ست که سر دراز دارد.

نخستین فرمانده ذبیح مدافع حرم

شهید عبدالله اسکندری از جمله فرماندهان دوران دفاع مقدس است که با پایان آن و تجربه‌ای که آموخته بود با آغاز تحرکات داعش به عنوان مستشار نظامی به کشور سوریه رفت و آنجا روز سه‌شنبه ششم خرداد ماه سال ۱۳۹۳ به همراه رزمندگان مقاومت اسلامی به دفاع از حرم مطهر حضرت زینب کبری(س) و مقدسات مسلمانان پرداخت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. سردار اسکندری از مدافعان حرم در سوریه و رئیس سابق بنیاد شهید استان فارس بود.

پیکر او پس از شهادت به دست گروه تروریستی «اجناد الشام» افتاد و جلادی به نام «ابوجعفر» که از فرماندهان این گروه تروریستی بود سر از تن بی‌جانش جدا و تصاویر آن را در حالی که بر نیزه رفته بود در فضای مجازی منتشر کرد. البته طولی نکشید که وعده خدا محقق شد و با کشته شدن ابوجعفر به دست ارتش سوریه، این بار تصویر لاشه او بود که در معرض دید جهانیان قرار گرفت و دل همه دوست‌داران شهید را شاد کرد.

اعظم سالاری همسر این شهید روایت می‌کند: آخرین جمله ایشان را همیشه به یاد دارم، در همان تماس آخر به من گفت تصدقت شوم برایم دعا کن، اتفاقاً همرزمانش هم خندیدند. من با خنده گفتم: دوستانت می‌خندند! گفت: اشکال ندارد بگذار بخندند. آخرین جمله ایشان به من همین بود؛«تصدقت شوم برایم دعا کن.»

 

شهدای مدافع حرمی که داعش آنها را ذبح کرد + عکس

 

حاج عبدالله سال ۱۳۵۸ وارد سپاه شد و در کردستان و مریوان حاضر بود. اولین حضور ایشان در جبهه سوسنگرد بود. همسرم همرزم سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان بودند. سردار اسکندری در مدت حضورشان در جبهه‌ها تک‌تیرانداز، تیربارچی، نیروی اطلاعات شناسایی و غیره بود. در عملیات خیبر فرمانده سپاه «لار» بود. در عملیات بدر جانشین فرمانده گردان، در والفجر ۸ جانشین رئیس ستاد تیپ الهادی و در عملیات‌های کربلای ۱، ۳، ۴، ۵ و ۸ رئیس ستاد تیپ الهادی بود. شهید در عملیات والفجر ۱۰ جانشین تیپ مهندسی و در عملیات بیت‌المقدس۴ فرماندهی تیپ مهندسی را بر عهده داشت. از دیگر مسئولیت‌های حاجی، فرماندهی مهندسی رزمی ۴۶ امام هادی (ع)، فرماندهی تیپ ۴۶ امام هادی(ع)، فرماندهی مهندسی رزمی قرارگاه مدینه منوره، فرماندهی مهندسی تیپ ۴۲ قدر و فرماندهی مهندسی رزمی جبهه مقاومت بود. همسرم در عرصه‌های سازندگی هم فعالیت داشت که در احداث سد کرخه احداث جاده نیریز در استان فارس، طرح توسعه نیشکر، اجرای طرح‌های سد و بسیاری دیگر از فعالیت‌های جهادی سهیم بود. طی سال‌های جنگ نیز کمتر فرصت می‌کرد به ما سربزند و مرتب در مناطق عملیاتی بودند.

 

شهدای مدافع حرمی که سرشان بریده شده

شهدای مدافع حرمی که سرشان بریده شده

 

همچنین فرزند شهید عبدالله اسکندری توضیح می‌دهد: بعد از شهادت پدر پیکر ایشان به ما بازگردانده نشد. اما صحبت‌هایی بود که با مبادله اسیر، یا پرداخت هزینه‌ای بتوانیم پیکر پدر را بازپس بگیریم. اما ما به مادرمان گفتیم که مادر جان به کسانی که می‌خواهند پیکر پدر را بازگردانند، بگویید ما راضی نیستیم که یک ریالی از پول بیت‌المال صرف این گروه خبیث شود. حتی یک اسیر هم نباید آزاد شود. پدر رفته بود تا آنها را به درک واصل کند. ما برای آنچه در راه خدا داده‌ایم، توقعی نداریم و حاضر نیستیم که به ازای پیکر پدرمان ریالی از بیت‌المال هزینه شود. زیرا هر اقدامی کمک به آنها محسوب می‌شود.

نخستین دانشجوی ذبیح مدافع حرم

رضا اسماعیلی، جوان شهید و دانشجوی افغانستانی مدافع حرم بود که در مشهد سکونت داشت. رضا نایب قهرمان وزن ۵۵ کیلوگرم پرورش اندام استان خراسان رضوی بود و در دانشگاه فردوسی مشهد تحصیل می‌کرد. او به تازگی داماد شده بود. چند ماه پس از شهادت او فرزندش به دنیا آمد و اسمش را محمدرضا گذاشتند.

 

شهدای مدافع حرمی که داعش آنها را ذبح کرد + عکس

 

رضا در زمان مقابله با گروه تروریستی داعش همواره سربند «یا علی ابن‌ ابیطالب» به پیشانی خود می‌بست و با همین سربند نیز به اسارت درآمد.‌ همرزمان رضا روایت ‌می‌کنند: وقتی حرامی‌ها به سراغش آمده بودند بیسیم را روشن کرده بودند تا ما را زجر دهند.

شهید اسماعیلی مدت‌ها پیش به عنوان مدافع حرم حضرت زینب(س) داوطلب اعزام به سوریه شد و به تیپ فاطمیون پیوست و بسیار سریع فنون رزم را آموخت. در باز پس‌گیری شهرک شیعه نشین «زمانیه» واقع در غوطه‌شرقی از چنگال گروه‌های تکفیری که درگیری شدیدی رخ داد حضور داشت. در آن درگیری‌های در هر روز فقط چند ساعت آتش‌بس داعش در آن منطقه وجود داشت و در یکی از این آتش بس‌ها که رزمندگان فاطمیون متوجه حضور نداشتن یکی از نیروها شده بودند رضا برای جستجوی این همرزم به محل درگیری رفت.

او  در حین جستجو با نیروهای دشمن، درگیر و سپس زخمی ‎شد و متأسفانه به دلیل شدت مجروحیت توان بازگشت نداشت و اسیر آن‌ها شد. صبح روز یکشنبه ششم بهمن ماه ۱۳۹۲ رزمندگان مدافع حرم توانستند شهرک زمانیه را از دست تکفیری‌ها نجات بدهند برای همین و سریعاً منطقه را برای پیدا کردن نیروهای مفقود و شهید خود واکاوی کردند.

 

شهدای مدافع حرمی که داعش آنها را ذبح کرد + عکس

 

در جریان حضور مدافعان حرم در منطقه چند تروریست اسیر شدند. اما پیکر رضا اسماعیلی را درحالی یافتند که سری بر بدن نداشت و این موضوع همگان را به گریه انداخت. سر بریده رضا هیچگاه یافت نشد و پیکر او بدون سر در خاک آرام گرفت. پس از پایان درگیری٬ همرزمان او از انتشار تصویر سر بریده رضا درون جعبه‌ای به وسیله تروریست‌ها خبر دادند.

ایسنا

 


[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [09:02 ب.ظ]  [وحیدمرادی]
 

 

راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
 


 






 

چكيده
 

نوشتار حاضر تلاش مي كند تا با تحليلي علمي و با رويكردي الهياتي و جامعه شناختي پس از تشريح و تبيين مفهوم راستين ايثار و شهادت و واكاوي ابعاد مختلف آن ، به شناسائي و معرفي عمده ترين موانع و عوامل بازدارنده فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه بپردازد تا بدين طريق با تشخيص ضرورت ها به ارائه ي مناسب ترين و در عين حال عملياتي ترين راهكارها و پيشنهادات جهت ترويج و اشاعه ي فرهنگ ايثار و شهادت در بين سطوح مختلف جامعه بپردازد تا اينكه فضاي عمومي جامعه ي ما بهترين و بيشترين تأثير را در جنبه هاي گوناگون از وجود اين فرهنگ متع الي ببرد و در مسير الهي گام بردارد .

مقدمه
 

ايثار و شهادت ، به عنوان يك فرهنگ متعالي(high culture) در زمره ي عالي ترين مفاهيم الهي و نتيجه والاترين ارزش هايي مي باشند كه يك انسان متعهد مي تواند به آن مقام دست يابد . اين مفاهيم اثر گذار و حركت آفرين قادرند تا فضاي يك جامعه را بصورت گسترده تحت تأثير قرار دهند و والاترين بركات را براي آن به همراه داشته باشند. حقيقت امر آنست كه اگر رشادت ها و خدمات شهدا و ايثار گران بخوبي براي مردم معرفي گردد و به قالب هاي كليشه اي و بيان هاي ژورناليستي محدود نگردد ، بيشترين و بهترين نتايج را به همراه خوهد داشت . تقويت باورهاي ديني و ملي كه امروزه جزءاصلي ترين مسائل اعتقادي و فرهنگي به حساب مي آيد ودررديف مهمترين وظايف ماست ، از جمله مواردي است كه با معرفي و تعميق شخصيت، منزلت ، عقايد و آرمان هاي ناب آن بزرگواران در سطحي فراگير تحت تأثير قرار مي گيرد . فلذا همه ي ما مديون شهداء و ايثار گران بوده و يكي از طرقي كه مي توانيم اداي دين نماييم ، شناساندن همه جانبه ي آنان بر نسل هايي است كه شهداء و مسيري كه در آن ممارست داشته اند را ، بخوبي درك نكرده اند .
بنابراين نبايد فراموش كرد كه فرهنگ ايثار و شهادت دربردارنده ي آثار و بركات عظيمي است كه به شكل مستقيم و غيرمستقيم جامعه ي ما را شامل مي شود . چرا كه ايثار و شهادت يكي از غني ترين گنجينه هاي فرهنگ اسلامي و شيعي است كه جلوه هاي اعجاب انگيز آن در طول سالهاي انقلاب و دفاع مقدس به روشني آشكار گرديد و شگرف ترين و عظيم ترين صحنه هاي از خود گذشتگي انسان ها در آن تبلور يافت .(فرهنگ ايثار ، 1373 و ص( 27 اما مسأله ي اساسي در اين زمينه اين مي باشد كه ، چنين گنج گران بهائي را نمي توان با نگرش هاي سطحي و روش هاي صوري كارآمد ساخت و آن را انتقال و اشاعه داد . در نتيجه ضرورت توجه به فرهنگ ايثار و شهادت و همچنين ترويج آن در جامعه و مشاهده ي آثار و كاركردهاي مثبت آن در گروه داشتن باور عميق و انديشه ي بلند است و مي بايست چنين تفكري را با ساز و كارهاي مناسب بصورت عميق در بين مردم نهادينه ساخت . و پر واضح است كه شناسايي راهها و اتخاذ شيوه هايي كه بتواند اين فرهنگ را به بهترين شكل ممكن در جامعه مطرح سازد ، طبعاً نيازمند بررسي دقيق ، همه جانبه و مستمر است و يقيناً دست اندركاران اين حوزه بايد به اين مسئله توجه جدي داشته باشند . چرا كه عمل به اين وظيفه خطير در نهايت به بيداري و آگاهي جامعه نسبت به مقوله ي ايثار و شهادت منجر خواهد شد .

اهميت و ضرورت تحقيق
 

اين موضوع و انتخاب آن بدين جهت داراي اهميت مي باشد كه " فرهنگ ايثار و شهادت " بعنوان يك پديده ي اجتماعي و ديني علاوه بر اينكه در دوره ي معاصر بر ضرورت آن تأكيد مي گردد ، بلحاظ مصداقي نيز از همان دوران نزول قرآن بر اهميت آن اشاره شده است ، بطوريكه واژه ي " شهادت " و مشتقات آن 150 بار در قرآن كريم آمده و جالب آنكه در فرهنگ قرآني از شهادت با تعبير "گواه" ياد شده است كه براي نمونه مي توان به اين آيه ي شريفه اشاره نمود :" ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون" ) آل عمران169 ( البته نپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند بلكه زنده به حيات ابدي شده اند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود .
پس با اين تفاسير بهتر مي توان ضرورت و اهميت ترويج و اشاعه ي فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه را درك نمود .

سوالات و اهداف تحقيق
 

ما در اين پژوهش براي رسيدن به هدف خود و پاسخگويي به مسئله ي مورد نظر كه همان "بررسي و ارائه ي راهكارهاي عملي براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه " است ، سعي خواهيم نمود تا با پاسخگويي به دو سؤال اساسي ذيل كه تا حدودي سوالات فرعي پژوهش را نيز شامل مي شوند ، مسئله ي خود را حل كرده و بدين ترتيب به اهداف كلي ) عنوان پژوهش ( و جزئي مورد نظر كه در اثناي اين سوالات قرار دارند ، دست يابيم . به اين صورت كه:
1- فرهنگ ايثار و شهادت چيست ؟ به ارائه ي تبيين مفهومي از اين واژگان ، تحليل جايگاه اين فرهنگ در دين و رابطه ي آن با ارزشهاي متعالي ، شاخص ها و فضيلت ها ي آن و غيره خواهيم پرداخت.
2- و نيز در پاسخ به اين سوال كه راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت كدامند؟ پس از شناسائي ، تبيين و تفسير عمده ترين موانع اشاعه ي اين فرهنگ ، به معرفي اهم راهكارهاي عملياتي جهت فراگير نمودن اين فرهنگ در جامعه مي پردازيم .

تعريف ايثار و شهادت
 

ايثار در لغت به معني برگزيدن ، غرض ديگران را بر غرض خويش مقدم داشتن و منفعت غير را بر مصلحت خود مقدم داشتن (دهخدا ، 1377 ، ص 3682 ) و در اسلام به معناي تلاش ، فداكاري ، بخشش و اخلاص در راه خدا آمده است كه بيانگر رشد و معرفت الهي انسان است و با مفاهيمي همچون شهادت ، خيرخواهي و ديگر خواهي همراه است . و همينطور شهادت در لغت به معني گواه و در اصطلاح كسي كه در مورد مسئله اي گواهي و شهادت بدهد، مطرح گرديده است. ( ابن منظور ، 1405 ، ص 225 ) با اين توضيح كه در اين مقاله تلقي ما از ايثارو شهادت، جهاد و كشته شدن در راه خدا مي باشد.

جايگاه ايثار و شهادت نزد اسلام
 

بارزترين جلوه هاي ايثار و شهادت در دين تجلي پيدا مي كند و آنقدر حائز اهميت است كه دين اسلام ايثارگري و شهادت طلبي را در راه تعميق آرمان هاي مذهبي تشويق نموده و بيشترازهرچيز ديگري بدان پرداخته است . چرا كه در اسلام كشته شدن آگاهانه در راه خدا كه در راستاي گسترش اهداف الهي و اسلامي است بارها مورد تأكيد قرارگرفته است . پس بطورخلاصه فرهنگ ايثارو شهادت در دين اسلام دربردارنده ي مجموعه اي از آگاهي ها، باورها ، اعتقادات واعمالي است كه موجب تقرب انسان به عالي ترين درجه كمال يعني انتخاب آگاهانه مرگ درراه خدا مي گردد .( فرهنگ عمومي،1383 ، ص54 )

ارتباط بين ايثار و شهادت با ارزش ها و هنجارهاي متعالي
 

ارزشها(values) بعنوان امري كه مورد پذيرش همگان بوده و واقعيت ها و اموري را تشكيل مي دهند كه مطلوبيت دارند ( وثوقي ، 1378 ، ص 234 ) و به نوعي اولويت هاي افراد را مشخص نموده و براي رفتار آنها راهكار ارائه مي نمايند آنچنان مهم است كه ، مطالعه درباره ي كنش هاي افراد بدون مراجعه به ارزشهاي آنها امري ناقص است و در سطح كلان نيز برنامه ريزي براي امور اجتماعي و سياسي جامعه با مراجعه به ارزش هاي آن جامعه محقق مي گردد . فلذا اشخاص براي صيانت از ارزشها مبارزه مي كنند و براي حفظ آن از بذل مال و جان خود دريغ نمي ورزند . ( شاعري ، 1381 ، ص 150 ) كه با توجه به اين تفاسير مي توان گفت كه " ايثار و شهادت طلبي " در بسياري از فرهنگ ها )خصوصاٌ فرهنگ متعالي تشيع( هم خودش يك ارزش است و هم نوعي فدا شدن در راه ارزش هاي الهي آن فرهنگ بحساب مي آيد .

ايدئولوژي اسلامي و نقش آن در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
 

ترويج فرهنگ ايثارو شهادت بدون ايدئولوژي مشروعيت بخش غيرممكن است. و نقش ايدئولوژيها در اشاعه ي آن آنگاه كه سخن از نهادينه سازي اين فرهنگ مي شود بيشتر آشكار مي گردد . ايدئولوژي توجيه گر ايثار و شهادت در جامعه ما توجهي به امور دنيوي ندارد و در مقابل زهد اخروي را جايگزين آن ساخته است . مطابق باايدئولوژي اسلامي اوج تجلي رفتار ايثارگرانه جايي است كه انسان از عزيزترين كالاي خود كه جان اوست درگذرد .در ايدئولوژي اسلامي اين متعالي ترين مرتبت ايثارگري درسلسله مراتب ايثاراست . (اقبال ، 1355 ، ص 70 )

اهم شاخص هاي ايثار و شهادت در فرهنگ تشيع
 

عمده ترين شاخص هاي شهادت از منظر آيات قرآن و احاديث عبارتند از:
1- ايمان به وحدانيت خداوند واقراربه رسالت رسول اكرم (ص) و التزام عملي بر آن.
2- نيت بعنوان شرط اصلي پذيرش تمام عبادات و اعمال بعنوان انگيزه الهي جهاد د ر راه خدا .
3- اطاعت از رهبري و تبعيت از مفهوم ولايت فقيه با توجه به روحيه ي فداكارانه . ( ولوي، 1378 ، ص( 11

فضيلت هاي ايثار و شهادت در فرهنگ اسلامي
 

در نگرش اسلامي شهادت در راه خدا از قداست و اهميت والائي برخوردار بوده و اولياء خدا و برگزيدگان همواره در طلب آن بوده اند . (فكرت ، 1379 ،ص 60 ) و اين امر آنقدر ارزشمند است كه مي تواند براي شهيد بعنوان متعالي ترين هدف تلقي شود . (جمالي ، 1381 ، ص 1 ) با توجه به اينكه فضيلت هاي بي شماري را مي توان به شهادت و ايثارگري برشمرددر اينجا فقط فهرست وار به تعدادي از اين امتيازات اشاره مي گردد :
1- وعده ي بهشت بر طبق آيات قرآن و روايات معصومين
2- كسب بالاترين نيكي
3- تقرب در جوار الهي
4- راحتي و آسودگي روح شهيد
5- استقبال بهشتيان از آنان
6- احترام انبياء نسبت به آنان
7- شفاعت اطرافيان
8- شريف ترين مرگ در راه خدا
9- خداوند مسئول بازماندگان اوست
10- آمرزش گناهان
11- تماس با فرشتگان هنگام شهادت
12- پوشيدگي بدن او با لباسهاي بهشتي
13- آساني مرگ
14- مردگان در راه خدا زنده اند (167-
15- معامله ي با خداوند) گوهري ، 1361 ، ص 171 )

عمده ترين موانع باز دارنده ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه
 

يكي از بخش هاي فرهنگ غني و ناب اسلام ، فرهنگ ايثار و شهادت مي باشد( شهداء 1380 ، ص 94 ) كه شناخت صحيح و كافي درباره ي ابعاد گوناگون آن و اشاعه ي آن ، » در سطح جامعه علاوه بر شرايط و فضاي مناسب فردي و اجتماعي نيازمند شناسائي و رفع "اصلي ترين موانع و عوامل باز دارنده" دراين ارتباط است كه در اين مجال ، فهرست واربه عمده ترين آنها اشاره مي گردد تا بدين طريق بستر مناسبي جهت ترويج اين فرهنگ در جامعه ايجاد گردد .
1- عدم شناخت صحيح و كافي نسل هاي جديد از فرهنگ ايثار و شهادت بواسطه ي ايجاد شكاف بين نسل جوان با نسل شهداء و ايثار گران كه منشأبخشي از مشكلات بوده و عدم پاسخگويي به شبهات فكري ايجاد شده براي نسل جوان در اين زمينه.
2- تهاجم فرهنگي دشمنان خارجي و داخلي در قالب تبليغات سوء رسانه اي و جنگ نرم نسبت به عناصر اصيل فرهنگ اسلامي از جمله فرهنگ ايثار و شهادت و كمرنگ ساختن پيامدهاي مثبت آن براي جامعه.
3- وجود دغدغه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي در سطح جامعه و اولويت منافع فردي بر مصالح همگاني كه منجر به تضعيف باورهاي فرهنگي - اسلامي ( روحيه ي ايثار و شهادت طلبي ) در نزد اقشار مختلف جامعه مي شود .
4- نبود ارتباط كافي خانواده ها با سازمان هاي فرهنگي و مذهبي از جمله ؛ بنياد شهيد و امور ايثارگران و همينطور روابط اندك اين مراكز با نهادهاي علمي و پژوهشي خصوصاً دانشگاه ها و بالعكس و كمبود محسوس فعاليت هاي پژوهشي در اين حوزه.
5- ضعف در ساختار و محتواي سازمان ها و نهادهاي مذهبي و فرهنگي مرتبط با امور ايثارگران و شهداء از قبيل ؛ ضعف در مديريت ، برنامه ريزي ، كنترل ، نظارت ، آموزش ، تبليغ و غيره و د همين رابطه وجود موازي كاري هاي متعدد كه با اتلاف انرژي و منبع مادي و انساني و نيز وجود بوروكراسي بي مورد در بين نهادهاي مذكور به جهت تسلط برخي از افراد كم صلاحيت بر اين مراكز كه مانع بزرگي بر سر رسيدن به اهداف مورد نظر است .
6- نهادينه شدن برخي رفتارهاي غلط و افكار نادرست در اذهان بسياري از مردم بخاطر عدم تبيين صحيح از فرهنگ ايثار و شهادت و نيز بر خوردهاي تند و غلط در اين ارتباط كه موجب جبهه گيري مي گردد .
7- برخورد سلبي و غير تربيتي با جوانان و عدم استفاده از زبان مناسب و ضعف در معرفي الگوهاي عملي به آنان و كم توجهي به نقش سازنده ي آن ها به همراه محكم نبودن پايه هاي فكري و عدم درك صحيح از اين مقوله ها .
8- و نهايتاً ، عدم توجه به اولويت بندي ها، مقتضيات زماني و عدم شناخت كافي از اين موانع و راههاي مقابله با آن .
فلذا پر واضح است تا زماني كه اين موانع و چالش ها مرتفع نگردند ، هرگز نمي توان انتظار داشت ايثار و شهادت در جامعه اسلامي بطور كامل و صحيح اشاعه يابد .و اين نيازمند بينش و تحليلي جامعه شناختي و الهياتي است.

موثرترين راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت درجامعه
 

فرهنگ متعالي » ايثار و شهادت « با انديشه ها ، الگوهاي اخلاقي و رفتاري منبعث از قرآن ، روايات و احاديث نياز به يك شرايط و فضاي مناسبي دارد تا مورد تأمل و شناخت صحيح تمامي اقشار مردم در سطوح مختلف جامعه قرار گيرد و با اقبال حداكثري روبرو گردد . فلذا كار بست راهكارها و پيشنهاداتي كه به عمده ترين آنها در ذيل اشاره مي گردد گام بلندي خواهد بود در ايجاد فضاي مطلوب و اشاعه ي اين فرهنگ ناب در سطح جامعه .
1- فرهنگ سازي و ارتقاء سطح آگاهي ها و باورهاي ديني مردم در طول سال از طريق رسانه ها، بويژه صدا و سيما ، سازمان هاي مسئول و متولي امور ديني ، مذهبي و فرهنگي ، خانواده ها و نهاد هاي آموزشي چرا كه اطلاع و آگاهي از هر چيزي زمينه ساز كشش به سمت آن بوده و بديهي است وقتي در مورد پديده اي فاقد آگاهي باشيم نسبت به آن هيچ انگيزه و گرايشي نداشته باشيم، و اين آگاهي بخشي هم براي تقويت رفتار مشاركتي مردم در اين موضوع ، هم براي اطلاع از حقوق فردي و اجتماعي ) مسئوليت پذيري( نسبت به آن هم آشنايي با تهديدات دشمنان در آن حوزه ق طعاً كارساز و مؤثر است .
2- ايجاد ارتباط و تعامل متقابل از سوي سازمان بنياد شهيد وامور ايثارگران با جوانان بويژه جوانان دانشگاهي و مدرسه اي و نيز برگزاري نشست هاي مشترك و تخصصي دوره اي و حمايت از طريق پژوهش هاي علمي و عملياتي آنان و باز درهمين ارتباط ، ايجاد تعامل سازنده با ديگر نهادهاي آموزشي و پژوهشي و استفاده از ايده هاي متخصصان و صاحب نظران حوزه ي دين .
3- معرفي شهداء و ايثارگران بعنوان الگوهاي راستين براي جوانان، به اين ترتيب كه ؛ اگر بخواهيم درباره ي مصاديق ايثار ( رزمندگان و جانبازان ) كار كنيم و آنان ر ا به جوانان بشناسانيم بايد با ساز و كارهاي مناسب از جمله تبليغات رسانه اي ، اختصاص بخششي از خطبه هاي نماز جمعه به معرفي آنان ، استفاده از چهره هاي علمي و فرهنگي مقبول و نافذ در گفتار و عمل براي معرفي آنان ، اختصاص بخشي از محتواي متون درسي به اين موارد و غيره ؛ آنان را در معرض نسل جوان قرار داده و با ايجاد يك محيط مناسب براي تماس و معاشرت متقابل مي توانيم شاهد شكل گيري زنجيره اي همگون از گروه هاي مرجع تأثير گذار و تأثير پذير در تعامل با يكديگر در جهت تعميق پيوند هاي عميق بين امت و الگو هاي راستين و از آن طريق گسترش فرهنگ اصيل ايثار و شهادت باشيم .
4- برگزاري همايش ها ، كنفرانس ها و مسابقات علمي - پژوهشي در قالب فراخوان آثار در ابعاد مختلف فرهنگ ايثار و شهادت با همكاري بنياد شهيد ، نهادهاي فرهنگي و مذهبي، دانشگاهها و مدارس و صدا و سيما كه علاوه بر جنبه ي اطلاعاتي و آموزشي داشتن مي تواند با تجمع آثار و افكار مشوق طيف وسيعي در جهت اشاعه و زنده نگه داشتن دستاوردهاي دفاع مقدس و انقلاب اسلامي ، شهداء و ايثارگران باشد.
5- رسانه هاي جمعي عموماً و صدا و سيما خصوصاً به عنوان مهمترين كانالهاي فرهنگ ساز ، كه هدايتگري روند كلي فرهنگ جامعه را بر عهده دارند ، مي توانند در احياء ، رونق ، پيرايه زدايي و زمينه سازي هر چه بهتر و بيشتر اين فرهنگ متعالي نقش تعيين كننده اي ايفا كنند . ترديدي نيست كه رسانه جمعي ، در كنار ساير عوامل همچون خانواده ، محيط هاي آموزشي ، كانون هاي مذهبي و ساير بخش هاي جامعه ، نقش بر جسته اي در انتقال فرهنگ ، جامعه پذيري و تعليم و تربيت اجتماعي ايفا مي كنند . و علاوه بر بازتاب دادن فرهنگ جامعه ، قدرت چشمگيري در راستاي شكل دهي به عقايد و باورها ، اطلاع رساني و آگاهي بخشي بر عهده دارند. (لازار ، 1380 ،ص 86 )از اين رو در جامعه ي اسلامي ما نيز يكي از رسالت هاي اصلي رسانه ها ، بايد نشر فرهنگ ايثار و شهادت و پاسداري از آن باشد.
در اين خصوص امام خميني (ره) با تشريح نقش رسانه هاي جمعي ، از آنها ( راديو ، تلويزيون ، مطبوعات ، سينما ، تئاتر و غيره) به عنوان دانشگاه عمومي ياد كرده است كه بايد در تمام سطح كشور گسترش يابد و تمام مردم را متفكر و مبارز و ديني بار بياورد .معاونت پژوهشي مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، 1378) ،ص 355 )
چرا كه همه ي رسانه ها به تناسب ماهيت ، ميزان نفوذ ، ظرفيت امكانات ، نوع پيا م و مخاطب مي توانند نقش خويش را متناسب با انتظارات ايفا كنند و گام هاي مؤثر ي در توسعه فرهنگ و ارزشهاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس بردارند .
حال راهكاري كه براي اشاعه ي فرهنگ ايثار و شهادت با در نظر گرفتن نقش همه ي اين رسانه ها مي توان ارائه داد به شرح زيل خواهد بود.
الف) فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني: اين رسانه بخاطر فراگير بودنش مي تواند ، از مؤثرترين عوامل بسط فرهنگ ايثار و شهادت باشد ، كه اين امر مستلزم زمينه هاي فرهنگي و هنري بالايي است كه علاوه بر جنبه هاي ظاهري بايد در آنها به مفاهيم عميقي همچون ايثار ، شهادت ، دلاوري ، وطن دوستي ، ايمان قوي شهداء و رزمندگان توجه كرد و از هر گونه برخورد سليقه اي و حزبي اجتناب نمود . همچنين تأمين بودجه ، بكارگيري بازيگران مطرح و متعهد و ايجاد مركزي جهت ساخت فيلم هاي سينمايي مرتبط با اين موضوع كاملاً مي تواند راهگشا باشد.
ب) تئاتر : به عنوان نمايشي زنده و اجراي آن در مدارس ، دانشگاهها ، ادارات ، كارخانجات ، ساير سازمانهاي خصوصي ، مراكز نظامي و حتي در خود تلويزيون ، با هدف نمايش و شناساندن مجاهدت هاي ايثارگران و شهداء به شكل عيني و ملموس .
ج) نشريات و كتب : در اين زمينه بايد خاطرات ، تجارب و انديشه ها و وصايا ي شهداء و ايثارگران و رزمندگان با يك حركت علمي - فرهنگي و با حمايت هاي معنوي و مالي از آنان در آثار مكتوب درج گردد . البته با يك تعامل سازنده بين نويسندگان اين عرصه با خود ايثارگران كه داراي تأثير مطلوبي در اين زمينه است . از جمله چاپ و انتشار اين آثار گران بها در كتب و نشريات عمومي ، روزنامه ها ، مجلات ، كتب دانشگاهي و مدرسه اي و توليد ساير محصولات فرهنگي مناسب .
د) ايجاد يك بانك اطلاعاتي قوي دراين زمينه : براي دسترسي پژوهشگران عرصه ها ي مختلف دفاع مقدس به اطلاعات مورد نياز از طريق ارائه كليه ي اطلاعات در آن از قبيل : نام و رمز عمليات ها ، سوابق علمي و پژوهشي شهداء و ايثارگران ، وصايا ، خاطرات ، تاريخ و محل شهادت ، زندگي نامه و ساير آمار مربوط به دفاع مقدس كه مي تواند بعنوان يك مركز مهم نشر ارزشها و دستاوردهاي شهدا و ايثارگران كاملاً مؤثر باشد .
و) و ساير قالب هاي رايج رسانه اي با محوريت و اولويت اشاعه ي فرهنگ ايثار و شهادت از قبيل : پخش اخبار ، سخنراني ، ميز گرد هاي كارشناسي ، مصاحبه ، برنامه هاي مستند ، گزارش هاي تحليلي ، كارتون ، زير نويس هاي تبليغاتي و ويدئو كليپ ها، چاپ و نشر مقالات ، كاريكاتورها، تهيه ي پوستر و موسيقي ، سرودها، نوحه ها ، اشعار و غيره . اما نكته اي كه در موفقيت عملي رسانه ها در ترويج اين فرهنگ بايد به آن توجه داشت ، رعايت عوامل ذيل مي باشد ؛ مسئوليت پذيري ، گستردگي پوشش و ايجاد ارتباط با گروه هاي مختلف مردم ، درك وضعيت فرهنگي - اجتماعي جامعه ، توجه به نيازهاي مخاطبان و برنامه ريزي دقيق در اين راستا ، هماهنگي رسانه ها در عمل ، تنوع در اشكال پيام و مداومت در القاي آن ، حذف پارازيت ها و غيره.
6- اقدامات اجتماعي : به شكل گسترش نمادها و سمبل ها ي دفاع مقدس در قالب:
الف ) توسعه ي نمادها از طريق ساخت يادمان هاي شهداء در مراكز مهم و اصلي شهر ها و حتي مراكز آموزشي ، بازنگري در تهيه پوسترها ، كتيبه ها و فضاسازي فرهنگي و تبليغي(ديوار نويسي) در سطح شهرها باهمكاري شهرداريها و حتي در روستاهاي پرجمعيت با تكيه بر جنبه هاي آگاه سازي ديني و معرفتي از شهداء ، حفظ بخشي از آثار بجا مانده از دفاع مقدس ، نامگذاري خيابان ها ، ميادين ، مدارس و دانشگاهها بنام شهداء و ايثارگران البته با در نظر گرفتن جامعه شناسي و روانشناسي تبليغات.
ب) ايجاد نمايشگاه و موزه ي دفاع مقدس براي تجمع و ارائه آثار مادي و معنوي بازگو كننده ي صحنه هاي مختلف از دفاع مقدس كه بلحاظ عيني و ملموس بودن مي تواند بسيار آموزنده و نتيجه بخش باشد.
از قبيل ارائه ي تجهيزات نظامي رزمندگان ، هنر هاي دستي آنان ، پيشاني بندها ،عكس و پوستر ، دست نوشته ها ، كتب و اشعار ، ساخت ماكت از صحنه هاي نبرد،نقشه ي عمليات ها و بسياري موارد ديگر.
7- فراهم نمودن زمينه اعزام قشرهاي مختلفي از مردم خصوصاً جوانان براي بازديد از مناطق عملياتي كشور در دوران دفاع مقدس در قالب كاروان هاي راهيان نور و ه مچنين برنامه ريزي براي ديدار با خانواده ي شهداء و ايثارگران براي انتقال تجارب و تحكيم پيوندهاي دو سويه با همكاري بنياد شهيد ، بنياد حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس ، مدارس ، دانشگاهها و صدا سيما.
8- در عرصه ي ورزشي هم مي توان با اقداماتي همچون برگزاري جام ها و مسابقات ورزشي مهم ، تأسيس باشگاه و ورزشگاه با نام شهداء ، ايثارگران و جانبازان و همينطور حمايت هاي مالي و معنوي از تيم هاي مختلف ورزشي جانبازان وايثارگران جهت تداوم بخشي به ياد ، نام و ارزش هاي دفاع مقدس و رزمندگان آن عرصه ها در ميادين ورزشي اشاره نمود.
9- تلاش هاي ديپلماتيك وسياسي : در راستاي نماياندن مظلوميت ملت ايران و شهداء در جنگ تحميلي هشت ساله به جهانيان با نقش آفريني وزارت امور خارجه در اين زمينه و يا اتخاذ تدابيري كه هر ايراني در خارج از كشور مبلغ و مروج فرهنگ دفاع مقدس و دلاوري هاي شهداء و ايثارگران باشد و يا ايجاد بستر مناسب براي حضور خارجيان و مشاهده ي آثار بجا مانده از دفاع مقدس ، مناطق جنگي و ديدار با ايثارگران در جهت توسعه ارزش هاي دفاع مقدس در خارج از مرزها با همت رايزنان فرهنگي كشور در خارج با ارائه تسهيلات و دعوت از اشخاص حقيقي و حقوقي مطرح .
10- با توجه به اهداف جنگ ها و اين كه برخي از آنها حق طلبانه و در جهت وتأمين شرف و حيثيت افراد بشري هستند .( اديبي سده ، 1382 ، ص 26 ) پس با اين نگرش نمي توان همه ي آنها را نكوهش كرد كه جنگ ايران با عراق نيز براي حفظ اين آرمان ها و كرامات انساني بوده است . حال با تبيين صحيح اهداف اين جنگ كه بوسيله ايثار و جان فشاني رزمندگان ايران در دفاع مقدس حاصل شده است ، زمينه مناسبي براي ترويج اين نوع فرهنگ كه حافظ آرمان هاي يك ملت است در بين مردم فراهم مي گردد.
11- ايجاد يك سازمان تبليغاتي كارآمد در مورد دفاع مقدس به شكل متمركز با برنامه ريزي دقيق ساختاري و محتوايي با استفاده از نيروهاي فكري ، هنري و علمي متعهد در اين زمينه نيز قابل تأمل است .
12- دادن آگاهي و اطلاعات كافي به مردم در زمينه اقدامات و مسئوليتهاي نهادهاي مرتبط با امور ايثارگران و شهداء : همچون بنياد شهيد و امور ايثارگران ، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس با مشخص نمودن سازوكارهايشان و نقش و اهميتي كه در زمينه ي اشاعه فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه دارند.
13- استفاده ازنيروهاي متعهد، با سواد و مسئوليت پذير كه درك صحيحي از زمان و شرايط داشته باشند در سطوح مختلف نهادهاي فوق الذكر كه قادر باشند با بينش واقع بينانه و مديريت همه سونگر ، در زمان صلح بخوبي با بستر سازي براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت به مقابله با جنگ نرم دشمن بپردازند و با محتمل دانستن هر اتفاقي بتوانند اين روحيه و آمادگي را درهر شريطي و هر نسلي حفظ نمايند . وبهترآنست كه تركيب انساني اين نهادها هم شامل ايثارگران ، رزمندگان ، جانبازان ، خانواده هاي شهداء ، نيروهاي متعهد مردمي ، بانوان ، جوانان و از تما مي اقشار جامعه باشد .
14- گاهي تصور خانواده ها از تربيت فرزندانشان مطابق با فرهنگ ايثار و شهادت طلبي دور از واقعيت مي نمايد . وآنان گمان مي كنند كه اين نوع پرورش فرزندان مستلزم رعايت هنجارهاي بسياري است كه از توان آنها خارج است ، از همين رو كمتر بدان مي پردازند در صورتي كه چنين نيست وتنها رعايت اصول سفارش شده در متون ديني و تربيتي اهل بيت (ع) و سيره عملي معصومين ، رهنمود هاي امام (ره) و رهبري عزيز و خود شهداء و ايثارگران مي تواند در اين مسير راهگشا باشد . البته در اين زمينه بايد از هر گونه افراط و تفريط اجتناب نمود و نقش ساير نهادها را هم در نظر گرفت .
15- با توجه به اينكه امروزه يكي از دغدغه هاي اصلي ما در زمينه ي فرهنگ ايثار و شهادت به تأثير پذيري جوانان از آن مربوط مي شود . فلذا شايسته است در اين رابطه ، توجه ويژه اي به نسل جوان بشود و با نياز سنجي و تأمين مطالبات به حق آنان و تدوين برنامه هاي جامع در خصوص آگاه سازي آنان نسبت به هجمه هاي فرهنگي دشمنان در اين خصوص با راه اندازي پايگاه هاي اينترنتي و وبلاگ نويسي ، ارتباط دائمي با اين نسل برقرار كرده و به پرسشها و شبهات ذهني آنها پاسخ داده و توصيه هاي رهبر عزيز را در اين زمينه عملياتي نمود .
16- اتخاذ سياست هاي تشويقي و انگيزشي در چارچوب اهداف برنامه پنجم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور در زمينه توسعه مشاركت هاي مردمي در عرصه فرهنگ ديني و به تبع آن فرهنگ ايثار و شهادت با برنامه ريزي و اقدامات لازم با رويكرد بهبود كيفيت فعاليت ها و همچنين توسعه و حمايتهاي آموزشي و پژوهشي از زير ساخت هاي فكري و مولد فرهنگ اصيل ايثار و شهادت .
17- فرهنگ ايثار و شهادت نيز به مثابه ساير فرهنگ ها در طول تاريخ تغيير و تحول مي يابد. پس بنابراين بايد مواظبت ونگهداري شده و همواره مورد پالايش قرار گيرد تا سنت هاي غلط وارد آن نشوند و به كاركردهاي آن در بستر زمان توجه گردد .
18- توجه به اولويت بندي ها بر اساس شناسايي نيازها در راستاي اشاعه ي اين فرهنگ در جامعه .
19- شناسائي و معرفي فرصت ها و همينطور تهديدات و آسيب هائي كه فرهنگ ايثار و شهادت طلبي را با خطر مواجه مي نمايد و رعايت اعتدال در بيان و برخورد با اين چالش ها و موانع و همچنين تجليل از فعالان اين عرصه كه نقش مؤثري در اشاعه ي اين فرهنگ دارند .
20- و نهايتاً نهادينه سازي فرهنگ ايثار و شهادت از ابتداي زندگي هر فرد در فرايند پرورش اجتماعي او به عنوان بخشي از وظايف خانواده ها، نظام آموزشي، نظام ارتباطي و رسانه اي .
بديهي است بسياري از اين راهكارها و پيشنهادات كه به آن ها اشاره شد فقط بخشي از آنها مي تواند بوسيله ي ارگانها و سازمان ها ي مرتبط و بخصوص بنياد شهيد و بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس،سپاه و تحت نظر ستاد كل نيروهاي مسلح به اجرا گذارده شود ، ولي پيچيدگي و تخصصي بودن بسياري از اين راهكارها تنها از عهده يك بنياد و مركز خاص بر نمي آيد ، بلكه بايد از كليه نيروهاي مردمي و مشاركت عمومي بهره گرفت ؛ زيرا حفظ و اشاعه آثار و ارزشهاي دفاع مقدس و فرهنگ ايثار و شهادت مانند خود دفاع مقدس و انقلاب اسلامي با مشاركت همگاني ميسر است .و بدين منظور بايد براي هر يك از دستگاههاي ذيربط بر اساس تقسيم كار و تناسب ماموريت،وظايف خاصي را در نظر گرفت.

نكته ي پاياني در مورد ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
 

يكي ازخصوصيات انسان فراموشي است. غفلت و سرگرم شدن به زندگي روزمره معمولاً گذشته را از ياد مي برد . برگزاري ايام خاصي همچون هفته ي دفاع مقدس، بسيج ، روز ارتش ،پاسدار ،جانباز و دهه ي فجر و ياد آوري رشادت ها و ايثارگري هايي كه در آن دوران توانست در زمينه هاي مختلف معادلات جهاني را نسبت به انقلاب و جنگ تحميلي ايران بر هم زند و منجر به تسليم شدن دشمنان تا دندان مسلح و تئوري پردازان انقلابي و نظامي در برابر ايثار رزمندگان و مردم سلحشور ايران كه تجلي گر حاكميت ايمان و اعتقاد به خدا و رهبري بودند ، گردد بلحاظ فرهنگي و آموزشي بسيار مهم است و يا هدف يادآوري وانتقال آن ارزشها از نسلي به نسل ديگر برگزار و جزء تاريخ يك ملت محسوب مي گردد .
چرا كه نسل جديد بايد بداند آسايش و امنيت امروز او مرهون چه ايثارگريها ، فداكاريها و شهادت ها است . ايثارو شهادتي كه در قرآن و لسان اهل بيت (ع) گزينش مرگ متكي بر شناخت و بر مبناي اختيار در مبارزه عليه موانع تكامل بشري است كه شهيد و ايثارگر با شعور آن را انتخاب مي كند و روحيات يك ملت را تضمين مي نمايد . زيرا شهادت مكتب سازنده اي است كه شگرف ترين اثرات بر آن مرتبت است . در اين صورت است كه ملت ما با ارزش گذاري بر حركت شهدا و مقابله با فرصت طلبان ، اجازه ي كوچكترين استفاده ي ابزاري از آنان را براي مقاصد سياسي و اقتصادي خود نخواهد داد و حركت در راستاي توسعه ي »فرهنگ ايثار و شهادت« يكي از نشانه هاي بارز آن است.

نتيجه گيري
 

ما در اين مقاله قصد بررسي موضوع مهمي همچون» راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثارو شهادت « را داشتيم كه در اين راستا سعي نموديم تا با رويكردي ديني و جامعه شناختي به تحليل واقع بينانه ،علمي و همه جانبه ازمسئله مورد نظر بپردازيم . فلذا در قالب يك چارچوب مشخص و منسجم پس از تبيين ضرورت و اهداف پژوهش وتشريح مفهوم ايثار و شهادت با بررسي مواردي همچون مرجع ديني فرهنگ شهادت طلبي و رابطه ي آن با ارزشها و ايدئولوژيهاي متعالي و سازنده، شاخص هاي شهادت و فضيلت هاي آن ، چالش ها ي موجود در فرهنگ ايثار و شهادت و نهايتاً ارائه ي ر اهكارهاي عملي ترويج اين فرهنگ در جامعه پرداختيم و سپس به اين نتيجه گيري كلي رهنمون شديم كه با اتمام جنگ و انقلاب نبايد شهداء ، ايثارگران و فداكاريهاي آنان فراموش شود . چرا كه نسل جديدي كه به دنيا مي آيد با خاطرات آنان روبروست و بايد اين نسل را با شهداء ، ايثارگران و فرهنگي كه به آن پايبند بودند آشنا كنيم و ارزش و اهميت كار آنها بايد در جامعه بخوبي روشن شود . زيرا جامعه اي كه بتواند آرمان شهداء و ايثارگران و جانبازان را بخوبي درك و ترويج نمايد ، از كاركردهاي مثبت آن كه همانا گسترش معنويت در جامعه ، كاهش فساد و ناهنجاري و به تبع آن شكل گيري يك محيط انساني سالم و الهي است بهره خواهد برد و هيچ عامل ديگري حتي پول و ثروت هم نخواهد توانست با آن رقابت نمايد و تمامي آنها در» فرهنگ ايثار و شهادت« متجلي است كه ازآن مي توان به عنوان نگهبان حقيقي براي دژ محكم دين و اسلام نام برد. چرا كه وجود فرهنگ ايثار و شهادت است كه به زندگي انسان ها معنا مي دهد وآنها را ازرخوت و بيگانگي خارج مي نمايد .وبه آنها هويت ديني بخشيده و در مسير الهي مقاوم و پايدار مي سازد . كه در نهايت رفاه ، آسايش و امنيت را براي تداوم بخشي به زندگي همنوعان در ابعاد گوناگون به ارمغان مي آورد.
" و الله الحمد من اوله الي آخره "
منابع:
2- ابن منظور ، محمدبن مكرم . لسان العرب ، قم: نشر ادب الحوزه ، 1405 ق.
3- اديبي سده ، مهدي . جامعه شناسي جنگ و نيروهاي نظامي ، ج 4 تهران : سمت، 1382
4- اقبال ، زهرا ؛ جنگ شهادت ؛ تهران : سروش ،1355
5- توسلي ، غلامعباس . جامعه شناس دين ، تهران: سخن ، 1380
6- جمالي ، عيسي . سردار خوبان ، تهران : شاهد ، 1381
7- دهخدا ، علي اكبر .لغت نامه ،تهران : دانشگاه تهران ، 1377
8- سنگري ، محمدرضا ؛ عوامل معنوي و فرهنگي دفاع مقدس و فرهنگ عاشورا ؛ قم : مركز تحقيقات اسلامي ،1380
9- شاعري ، محمد حسين . جامعه شناسي شهادت طلبي و انگيزه هاي شهيدان ، . تهران : شاهد ،1381
10- شهداء» فصلنامه بنياد شهيد انقلاب اسلامي« ، ش 7 ، 1380
11- فرهنگ ايثار،» فصلنامه فرهنگي - اجتماعي« ، ش 4، 1383
12- فرهنگ عمومي ،» فصلنامه فرهنگي – اجتماعي «،ش 37، 1382
13- فكرت ، محمد آصف ؛ دايره المعارف تشيع ؛ بنياد شهيد ، 1379
14- گوهري، سيد اسماعيل . آرزو و شهادت ؛ تهران : اميري ، 1361 .



منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/188373/ )

 


[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [09:00 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

http://www.razmvare.ir/Images/IraneManTemp/B1.jpg

  •  

 

اکنون که دور اندیشی ها و آینده نگری های رهبر فرزانه انقلاب رنگ واقعیت پذیرفته و جهانیان روز به روز با ماهیت پلید تروریست های دست نشانده جهانخواران بیشتر آشنا می شوند و نقش بی بدیل مدافعان حرم و شهدای راه حقیقت و آزادگی بر همگان آشکار شده است ، ستاد برگزاری نخستین رزمواره مدافعان حرم متشکل از شبکه رادیویی ایران ، مرکز بسیج سازمان صداوسیما و سازمان سینمایی دفاع مقدس و معاونت فضای مجازی طرح برگزاری "نخستین رزمواره مدافعان حرم" را ارائه می کند.در این رزمواره ، آثار هنری هنرمندان در سطوح مختلف به نمایش در می آیند.

 

اهداف رزمواره مدافعان حرم:

پیگیری مطالبات مقام معظم رهبری در حوزه انقلابیگری و مقاومت مردمی

معرفی فعالیت های هنری هنرمندان این مرز و بوم در مقوله دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت

تقویت حرکت های هنری – رسانه ای در حوزه مدافعان حرم

معرفی مدافعان حرم و خانواده هایشان به عنوان محصول و رویش انقلاب اسلامی

تقویت روحیه انقلابی - جهادی

 

 

 

بخش های مسابقه رزمواره مدافعان حرم

 

بخش دیداری

   مستند

انواع مختلفی از مستند شامل مستند محض، مستند بازسازی، مستند داستانی و مستند گزارشی که به موضوع بپردازد ( مدت زمان این برنامه برای شرکت در مسابقه حداکثر 60 دقیقه است)

 

 

   فیلم( سینمایی، داستانی، کوتاه)

شامل فیلم کوتاه، فیلم نیمه بلند، بلند داستانی و سینمایی ( مدت زمان این برنامه برای شرکت در مسابقه حداکثر 75 دقیقه است)

 

 

   پویا نمایی

شامل انواع مختلفی از انیمیشن دو بعدی و سه بعدی، استاپ موشن و موشن گرافی  ( مدت زمان این برنامه برای شرکت در مسابقه حداکثر 10 دقیقه است)

 

 

   فیلمنامه

شامل فیلمنامه های کوتاه، نیمه بلند و بلند داستانی  ( مدت زمان این برنامه برای شرکت در مسابقه حداکثر 35 صفحه است)

 

 

   تیزر و کلیپ

تیزرهای تبلیغاتی با هدف تبیین نقش و جایگاه مدافعان حرم و موضوعات مرتبط با آن و کلیپ هایی که با تلفیق موسیقی و اشعار و مضامین مرتبط و ضرباهنگ مناسب در تشریح موضوع به مخاطب کمک کند. ( مدت زمان این برنامه برای شرکت در مسابقه تیزر حداکثر 1 دقیقه و کلیپ  5 دقیقه است)

 

 

   برنامه های ترکیبی

شامل برنامه های گفتگو محور که دارای حداقل 5 آیتم هستند مانند انواع مختلفی از برنامه های تاکشو که در محیط استودیو و یا خارج از آن تهیه و تولید می شوند.  ( مدت زمان این برنامه برای شرکت در مسابقه حداکثر 60 دقیقه است)

 

 

 

بخش شنیداری

   مستند رادیویی

مستند رادیویی، شکلی از برنامه رادیویی است که میتواند شامل مصاحبه، مباحثه و اطلاعات مبتنی بر واقعیت باشد و به موضوعاتی مانند حوادث، تاریخ، علم یا رویدادهاي جاري بپردازد. مستند رادیویی برنامه تولیدي عمیق و کاونده و جذابی در تبیین ، تشریح و انتقال یک پدیده یا موضوع واقعی با بهره گیري جامع و متنوع از منابع صوتی مستند و نقل مستقیم گفتار اشخاص ذي مدخل و ارائه اطلاعات دقیق و پژوهش شده ، با مدت تقریبی حداکثر یک ساعت است ، از این رو ، بهتر است بار محتواي برنامه بر « نشان دادن بجاي گفتن » شعار اساسی در برنامه هاي مستند رادیویی و تلویزیونی دوش گفتار اشخاص و کارشناسان و مواد گزارشی است .(برای مسابقه مدافعان حرم حداکثر تا 60 دقیقه است )

 

 

 

   برنامه ترکیبی

برنامه های شامل تکست ، گزارش ، آیتم ، تلفن ، موسیقی ، مصاحبه و کارشناسی یک برنامه ترکیبی است . برنامه های ترکیبی قالب های منفاوت دارند. سرگرمی با ایجاد فضای شاد طراحی می شوند مثل کمدی یا طنز. مسابقه:مسابقه و ازمایش های هوش و در نهایت جایزه دادن از برنامه هایی است که می تواند در یک برنامه مرکب کاربرد داشته باشد. مسابقات رادیویی می تواند در حضور تماشاچی یا بدون آن برگزار شود.(زمان این برنامه برای مسابقه مدافعان حرم حداکثر تا 90 دقیقه است)

 

 

 

   آنونس

تبلیغات براي برنامه و ایستگاه رادیویی را آنونس رادیویی میگویند.( حداکثر تا 90 ثانیه است) عناصر و اجزای کارآنونس شامل: موسیقی ، مواد آوایی ، کلام گوینده ، جلوه هاي صوتی ، صداي اشخاص ، کلام شخصیتها ، دیالوگ فیلم ، برشهاي کوتاه گزارشی ، صداي شنوندگان ، پالس. این اجزا باید شاخص و مرتبط با ایده کار و معرف آن باشند و ایده تبلیغی مورد نظر را بخوبی معرفی کنند جذاب و خوش جلوه باشند و ایجاد تحرك و طراوت کنند سخت و سنگین و کشدار نباشند ، القاي حزن نکنند ، تکرارشان ملال آور نباشد، کلیشه و تکراري نباشند ویژگی بومی رعایت شود .موسیقی آنونس می تواند با کلام یابی کلام باشد اما باید جنبه اي تبلیغی براي ایده مورد نظر داشته باشد

 

 

 

   نمایش رادیویی

نمایش رادیویی یکی از گونه‌های جذاب برنامه‌های رادیویی است. این ژانر نمایشی، نسبت به دیگر گونه‌های نمایشی کار سخت تری است چرا که رادیو تصویر ندارد پس این گونه نمایشی ابزارهایی را که دیگر گونه‌های نمایشی همچون تئاتر، سینما و تلویزیون از آن بهره‌مند هستند ندارد( زمان این برنامه برای مسابقه مدافعان حرم 10 تا حداکثر 60دقیقه است )

 

 

 

   متن رادیویی

یک متن رادیویی باید کوتاه ، ساده ، روان ، عاری از جملات و عبارتهای سخت و حامل پیام باشد و برای شنونده و مخاطب شبکه رادیویی جوان که قشر جوان جامعه را تشکیل میدهد قابل درک و راحت باشد و در نهایت هدف خاصی را در پی داشته باشد.( هرصفحه در متن رادیویی حدودا" دو دقیقه میباشد)( برای مسابقه مدافعان حرم حداکثر 15 صفحه میباشد )

 

 

 

بخش موسیقی، سرود و نغمات آیینی

   قطعه موسیقی با کلام

   قطعه موسیقی بی کلام

   نغمات

   نماهنگ

   مدیحه سرایی

   سرود

   ترانه سرایی

 

بخش خبرگزاری ها و رسانه های مکتوب

مطالبی در بخش مطبوعات، خبرگزاریها و پایگاهای خبری مورد ارزیابی قرار می گیرند که تا قبل از پایان مهلت ارسال آثار منتشر شده باشد. اعلام نشانی URL برای پایگاهای خبری و خبرگزاری ها در قسمت نام اثر پس از ذکر نام اثر ضروری است. شش موضوع در بخش مطبوعات، خبرگزاریها و پایگاهای خبری مطبوعات، خبرگزاریها و پایگاهای خبری به شرح زیر است:

 

   عکس

عکس های خبری و غیر خبری منتشر شده مرتبط با موضوعات مدافعات حرم

 

 

   مصاحبه خبری

گفت و گوهای منتشر شده پیرامون موضوعات رزمواره

 

 

   مقاله

مقالات و تحلیل های منتشر شده درباره مدافعان حرم و محور مقاومت

 

 

   گزارش خبری

گزارش های تحقیقی و توصیفی پیرامون موضوعات اعلامی رزمواره

 

 

   تیتر

تیترهای رسانه ها درباره موضوعات اعلامی رزمواره

 

 

   چندرسانه ای

شامل اینفوگرافیک، موشن گرافیک، پادکست های خبری، گزارش ویدئویی

 

 

 

   بخش فضای مجازی

    شبکه های اجتماعی

شامل کانال، گروه، صفحه اختصاصی در شبکه های اجتماعی رایج مطالب می‌تواند تالیف یا انتخاب یا اقتباس از منابع دیگر باشد و رعایت حقوق مالکیت به عهده مسئول سایت است. نویسندگان مطالب و مدیران گروه ها می‌توانند بیش از یک نفر باشد.

معیارهای ارزیابی این بخش:

1. بروز رسانی مستمر

2. تعداد کاربران

3. تولیدی بودن مطالب

4. کمیت محتوا ( تعداد پستها یا تصاویر یا ... )

5. کیفیت محتوا ( نگارش، انتخاب عکس )

6. میزان توجه مخاطب ( میزان بازدید، محبوبیت( لایک)، جلب مشارکت(کامنت) )

 

 

   سایت و وبلاگ

موارد فوق میتواند با زبانهای برنامه نویسی پایه یا از طریق سیستمهای مدیریت محتوا ( cms ) تولید شده باشد. مطالب می‌تواند تالیف یا انتخاب یا اقتباس از منابع دیگر باشد و رعایت حقوق مالکیت به عهده مسئول سایت است. نویسندگان مطالب می‌توانند بیش از یک نفر باشد. هر پورتال، سایت یا وبلاگ مستقل یا صفحه ای از آنها که موضوع مدافعان حرم اختصاص یافته باشد میتواند در رزمواره شرکت نماید.

معیارهای ارزیابی این بخش:

1. پیام ( میزان ارتباط با موضوع رزم‌واره )

 2. حجم مطالب ( تعداد پستها یا تصاویر یا ... )

 3. رتبه ( درسایت الکسا و مشابه آن )

 4. کیفیت فنی ( به روز بودن، سرعت بارگذاری، جستجو گرها، rss، )

 5. کیفیت محتوا ( به روز بودن، صحیح بودن، تناسب نام دامنه، پیوندها ، چند رسانه اي، تعاملی بودن، خلاقیت اطلاعات ، معرفی منابع، واژگان، طبقه بندي مناسب مطالب )

 6. گرافیک ( زیبایی بصری )

 

 

   نرم افزارهای کاربردی

اثر ارسالی می‌تواند مبتنی بر هر یک از پلت فورمهای وب ، رایانه، تلفن همراه یا ترکیبی از آنها و سازگار با سیستم عاملهای ویندوز، اندروید، IOS و ... باشد. باشد. از نظر محتوا می‌تواند شامل بازی، اطلاع رسانی ، خدماتی باشد. محتوای نرم افزار میتواند دارای بانک اطلاعاتی مستقل یا متصل به سایت متفاوت باشد.

معیارهای ارزیابی این بخش:

1. تنوع پلتفرم ( وب ، رایانه، تلفن همراه )

2. قابلیتهای جانبی ( کامنت و لایک )

3. کاربر پسند بودن ( تجربه کاربر (UX) )

 4. کیفیت محتوا ( کاربردی بودن مطالب یا خدمات )

 5. کیفیت هنری ( واسط کاربری (UI) )

 6. گستره عرضه ( روشهای عرضه و دراختیار بودن ، تعداد دانلود و رجیستر )

 

 

   طرح و تصاویر گرافیکی

آثار ارسالی می‌تواند طراحی یا انتخاب یا اقتباس از منابع دیگر باشد و رعایت حقوق مالکیت به عهده ارسال کننده اثر است. این محور شامل عکس، طراحی ، ترکیب طرح و متن ، عکس نوشت ، اینفو گرافی، لوگو، نقاشی خط، خطاطی ، تایپو گرافی در این محور به‌کارگیری تکنیکهای مختلف خلق آثار دوبعدی بر روی سطوح مختلف نظیر کاغذ، دیوار، بوم، فلز، چوب، پارچه، پلاستیک، نمایشگر رایانه، سنگ و ... مورد پذیرش است . ملاک ارزیابی تصویر ارسال شده است و مواد و تکنیک بکار رفته امتیاز ندارد

معیارهای ارزیابی این بخش:

1. ترکیب بندی صحیح و استفاده درست از عناصر بصری

2. خلاقیت و نوآوری ( نگاه متفاوت )

3. رعایت اصول و مبانی طراحی و تصویر

4. گویایی و رسایی پیام ( درک آسان و سریع پیام، رساندن پیام از کوتاهترین مسیر )

 

 

   پادکست

این محور شامل رادیو اینترنتی یا مجموعه ای از محتوای صوتی که بصورت پیوسته مبتنی بر فهرست از پیش تعیین شده است و در محیط وب یا دیگر درگاههای فضای مجازی پخش می‌شود. لازم است حداقل 3 قسمت از مجموعه برنامه تولید شده به انتخاب شرکت کننده ارسال شود

معیارهای ارزیابی این بخش:

1. کیفیت فنی ( کیفیت صوت و صدابرداری )

 2. کیفیت مطالب ( فن بیان گوینده، سناریو ، ارتباط و تناسب محتوا با موضوع )

3. کیفیت هنری ( جلوه های شنیداری ، و چینش مناسب آیتمها )

 

 

بخش مردمی

   دل نوشته

علاقه‌مندان برای شرکت در مسابقه‌ی دل‌نوشته می‌توانند فقط یک متن زیبا و حسی با محور موضوعی مسابقه (مدافعان حرم) ارسال کنند. محور اصلی این بخش، دل‌نوشته‌های عموم مردم از حضور در مراسم تشییع شدهدای مدافعان حرم، آشنایی با مدافعان، خانواده‌ها و شهدای مدافعان حرم است.

 

 

   شعر

اشعاری که با محور مدافعان حرم سروده شده باشد می‌تواند در این بخش شرکت کند. از دوبیتی، مثنوی تا قصیده و غزل و شعر امروز و...

 

 

   داستان کوتاه

داستان‌های کوتاه از 10 کلمه تا 1000 کلمه با محور مدافعان حرم در این بخش می‌تواند شرکت کند.

 

 

   عکس

عکس‌هایی که با هرنوع دوربین با ابعاد 30x20 و با موبایل با ابعاد 21x16 تهیه شده باشد؛ در این بخش پذیرفته می‌شود. هر شرکت کننده می‌تواند تا پنج عکس به صورت تک عکس و یا مجموعه عکس ارسال کند. مسئولیت حقوقی هر اثر برعهده‌ی شرکت کننده بوده و در صورت تخلف، شخص خاطی از مسابقه حذف می‌شود.

 

 

   کلیپ

در این بخش نماهنگ‌های ساخته شده با مدت زمان کمتر از پنج دقیقه پذیرفته می‌شود. هر شرکت کننده فقط یک اثر می‌تواند ارسال کند.

 

 

   فیلم کوتاه مردمی

فیلم‌های کوتاه با حداقل زمان 60 ثانیه و حداکثر مدت 20 دقیقه با محور اصلی مدافعان حرم، می‌تواند در این بخش شرکت کند.

 

 

   طرح و ایده

طرح و ایده‌های تولید برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی، داستان کوتاه، فیلم کوتاه داستانی، مستند، نماهنگ و پویانمایی (انیمیشن) که در یک صفحه‌ی A4 با فونت 14 با محور مدافعات حرم نوشته شده باشد، در این بخش پذیرفته می‌شود.

 

 

 

 

 

قواعد ارسال آثار

  شیوه ارسال آثار

    تمامی آثار باید از طریق سایت www.razmvare.IR ارسال شود.

  مهلت ارسال آثار

    مهلت دریافت آثار حداکثر تا تاریخ 30 آذر ماه 1396 است.

 

 

  •  

در مراسم پایانی رزمواره در مجموع از 35 نفر از برگزیدگان تقدیر به عمل می آید.

تبصره: جایزه به صاحبان اثری که مجوز قانونی ارائه اثر به مسابقه را دارند ، اهداء می شود .

جوایز

به نفرمنتخب هر بخش، تندیس+ لوح تقدیر+ جایزه نقدی اهدا می شود.

  •  

داوری آثار توسط متخصصان هر حوزه و از میان افراد شناخته شده در دو مرحله انتخاب آثار و داوری نهایی انجام می شود.

ملاک های داوری

جذابیت موضوع و بکر بودن سوژه

پرداخت متفاوت به موضوع

بهره گیری از قالب های خلاقانه

کیفیت فنی استاندارد

زمان برگزاری

برگزاری مراسم اختتامیه روز 18 دی ماه 1396 می باشد.

 

 

بروشور رزمواره مدافعان حرم

 

 

 

 




[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [08:59 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم
انّافَتَحنا لَکَ فتحاً مُبینا
محضر مبارک رهبر عزیز و شجاع انقلاب اسلامی
حضرت آیت‌الله‌ العظمی امام خامنه‌ای مدظله‌العالی
سلام علیکم

شش سال قبل فتنه‌ای خطرناک شبیه فتنه‌های زمان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که فرصت و حلاوت درک حقیقی اسلام ناب محمدی (ص) را از مسلمانان سلب نمود این بار پیچیده و آغشته به سمّ صهیونیسم و استکبار همچون طوفانی ویرانگر، عالم اسلامی را درنوردید.
این فتنه‌ی خطرناک و مسموم با هدف آتش‌افروزی وسیع در عالم اسلامی و درگیر نمودن مسلمانان با یکدیگر، توسط دشمنان اسلام ایجاد گردید. حرکت خبیثانه‌ای که تحت نام "حکومت اسلامی عراق و شام" در همان ماه‌های اولیه موفق شد با اغفال ده‌ها هزار جوان مسلمان، دو کشور بسیار اثرگذار و سرنوشت‌ساز عالم اسلامی "عراق" و "سوریه" را دچار بحران بسیار خطرناکی کند و صدها هزار کیلومتر مربع از اراضی این کشورها را همراه با هزاران روستا، شهر و مراکز مهم استانی به تصرف درآورد و هزاران کارگاه و کارخانه و زیرساخت‌های مهم این کشورها از جمله، راه‌ها، پل‌ها، پالایشگاه‌ها، چاه‌ها و خطوط نفت و گاز و نیروگاه‌های برق و موارد دیگری از این نوع را تخریب نمودند و شهرهای مهمی همراه با آثار گران‌بهای تاریخی و تمدن ملی آنها را با بمب‌گذاری از بین برده و یا سوزاندند.
اگرچه آمار خسارت‌های وارده قابل احصاء نیست اما بررسی‌های اولیه حاکی از پانصد میلیارد دلار می‌باشد.
در این حادثه، جنایات بسیار دردناکی که غیر قابل نمایش است رخ داد؛ از جمله: سربریدن کودکان یا پوست کندن زنده‌زنده‌ی مردان در مقابل خانواده‌های خود، به اسارت گرفتن دختران و زن‌های بی‌گناه و تجاوز به آنان، سوزاندن زنده‌زنده‌ی افراد و ذبح دسته‌جمعی صدها جوان.
مردم مسلمان این کشورها متحیر از این طوفان مسموم، بخشی گرفتار خنجرهای برنده‌ی جنایتکاران تکفیری گردیدند و میلیون‌ها نفر دیگر خانه و کاشانه‌ی خود را رها کرده و آواره‌ی شهرها و کشورهای دیگر شدند.
در این فتنه‌ی سیاه، هزاران مسجد و مراکز مقدس مسلمانان تخریب و یا ویران گردید و بعضاً مسجد را به همراه امام جماعت و نمازگزاران آن با هم منفجر نمودند.
بیش از شش هزار جوان فریب‌خورده‌ به نام دفاع از اسلام به‌صورت انتحاری با خودروهای پر از مواد منفجره خود را در میادین، مساجد، مدارس، حتی بیمارستان‌ها و مراکز عمومی مسلمان‌ها منفجر کردند؛ که در نتیجه‌ی این اعمال جنایتکارانه ده‌ها هزار مرد، زن و کودک بی‌گناه به شهادت رسیدند.  
تمامی این جنایت‌ها بنا به اعتراف عالی‌ترین مقام رسمی آمریکا که هم‌اکنون ریاست جمهوری این کشور را بر عهده دارد توسط رهبران و سازمان‌های مرتبط با آمریکا طراحی و اجرا گردیده است کما اینکه همچنان این روش توسط رهبران کنونی آمریکا در حال طراحی و اجرا است.
آنچه پس از لطف خداوند سبحان و عنایت خاص رسول معظم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و اهل‌بیت گرانقدرش باعث شکست این توطئه‌ی سیاه و خطرناک گردید، رهبری خردمندانه و هدایت‌های حکیمانه‌ی حضرت مستطاب عالی و مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله‌ العظمی سیستانی بود که موجب بسیج کلیه‌ی امکانات برای مقابله با این طوفان مسموم گردید.
یقیناً پایداری دولت‌های عراق و سوریه و پایمردی ارتش‌ها و جوانان این دو کشور خصوصاً حشدالشعبی‌ مقدس و دیگر جوانان مسلمان سایر کشورها با حضور مقتدرانه و محوری حزب‌الله به رهبری سید پر افتخار آن، جناب سید حسن نصرالله (حفظه‌الله‌تعالی) نقش تعیین‌کننده‌ای در به شکست کشاندن این حادثه‌ی خطرناک داشتند.
قطعاً نقش ارزشمند ملت و دولت خدمتگزار جمهوری اسلامی خصوصاً ریاست محترم جمهوری اسلامی، مجلس، وزارت دفاع و سازمان‌های نظامی و انتظامی و امنیتی کشورمان در حمایت از دولت‌ها و ملت‌های کشورهای فوق‌الذکر قابل تقدیر است.
حقیر به‌عنوان سرباز مکلف‌شده از جانب حضرت‌عالی در این میدان، با اتمام عملیات آزادسازی ابوکمال آخرین قلعه‌ی داعش با پایین کشیدن پرچم این گروه آمریکایی – صهیونیستی و برافراشتن پرچم سوریه، پایان سیطره‌ی این شجره‌ی خبیثه‌ی ملعونه را اعلام می‌کنم و به نمایندگی از کلیه‌ی فرماندهان و مجاهدین گمنام این صحنه و هزاران شهید و جانباز مدافع حرم ایرانی، عراقی، سوریه‌ای، لبنانی، افغانستانی و پاکستانی که برای دفاع از جان و نوامیس مسلمانان و مقدسات آنان جان خود را فدا کردند، این پیروزی بسیار بزرگ و سرنوشت‌ساز را به حضرت‌عالی و ملت بزرگوار ایران اسلامی و ملت‌های مظلوم عراق و سوریه و دیگر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم و پیشانی شکر را در مقابل پیشگاه خداوند قادر متعال به شکرانه‌ی این پیروزی بزرگ بر زمین می‌ساییم.
و مَا النَّصرالّا مِن عِندِالله العَزِیزِ الحَکِیم
فرزند و سربازتان            
قاسم سلیمانی  

 


[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [08:58 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

اقدام ددمنشانه را خواهند گرفت. در ادامه، متن این پیام آمده است:">

فرزندان دلیر ایران انتقام اقدام ددمنشانه داعش را خواهند گرفت


سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی در پیامی شهادت محسن حججی رزمنده مدافع حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام را تسلیت گفت و اطمینان داد که فرزندان دلیر ایران انتقام این اقدام ددمنشانه را خواهند گرفت. در ادامه، متن این پیام آمده است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
پس از شکست‌های پی در پی گروه‌های تکفیری-وهابی وابسته به استکبار جهانی در برابر رزمندگان اسلام در جبهه‌های مختلف، گروه ترویستی داعش مرتکب جنایتی فجیع و غیرانسانی شد که در هیچ قاعده و قانون اسلامی و حتی انسانی نمی‌گنجد.
مردم دلاور و امت حزب‌الله خصوصا خانواده شهید محسن حججی مطمئن باشند که فرزندان دلیر شما انتقام این اقدام ددمنشانه را با تصمیمی قاطعانه که همانا ریشه‌کن کردن شجره خبیثه وهابیت و تروریسم از جهان اسلام است خواهند گرفت.
این نوع جنایت‌ها که تاکنون هزاران مورد آن به همین شکل در عراق و سوریه بر ضد امت مسلمان اعم از شیعه و سنی به وقوع پیوسته تنها نتیجه ای که در برخواهد داشت اتحاد و آگاهی بیشتر عالم اسلامی نسبت به هویت و خباثت این خوارج زمان است و ما را در پاک کردن سرزمین اسلامی از لوث وجود آنان مصمم تر و قدرتمندتر خواهد نمود.
به حلقوم بریده این شهید عزیز و تمامی شهیدان راه اباعبدالله (ع) سوگند یاد می‌کنیم که از تعقیب این شجره ملعونه و نابودی این غده خطرناک برآمده در پیکر جهان اسلام تا آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست.
ما از ابتدا مصمم و به دور از تردید در این راه گام برداشتیم، اما ارتکاب این جنایت‌ها عزم و اراده ما را جزم‌تر و جدی تر نمود تا جای جای اراضی اسلامی را از وجود بی‌وجود پلیدشان تطهیر نماییم.
اینجانب به پدر، مادر، همسر و فرزند مقاوم این شهید بزرگوار که فرزندشان مانند سالار شهیدان امام حسین(ع) و با همان شیوه ظالمانه به شهادت رسید تبریک عرض می کنم زیرا نام خانواده شهید پرورتان با خاندان سید و سرور شهیدان همنام و قرین گردید و شهید شما و ما سند افتخار ایران اسلامی و سپاه ولایت است.
ایران اسلامی در راه آزادی و شریعت و برای نجات دین مبین اسلام چنین قربانیان ارزشمندی را تقدیم می کند و از خدای سبحان عاجزانه طلب می کنیم که حسن عاقبت با مرگی همچون شهید محسن حججی عزیز برای مقرر فرماید.
هنیئا لک و لکم و عظم الله اجورنا و اجورکم
قاسم سلیمانی
۱۳۹۶/۵/۱۹
کلمات کلیدی :


منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/1315418/ )

[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [08:56 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

تکفیری-تروریستی در این کشور می‌گذرد. سردار «یعقوب زُهدی» از فرماندهان و کارشناسان باسابقه نیروهای مسلح به پاسخ این سوال پرداخته است.">

 

نویسنده: یعقوب زُهدی

«چرا در سوریه می‌جنگیم؟» این شاید یکی از مهم‌ترین سوالات افکار عمومی طی پنج سالی است که از ماجراهای سوریه و حضور گروهک های تکفیری-تروریستی در این کشور می‌گذرد.
سردار «یعقوب زُهدی» از فرماندهان و کارشناسان باسابقه نیروهای مسلح طی یادداشتی به پاسخ این سوال پرداخته است.
 
گزاره اول:
در دوران قبل از انقلاب اسلامی ایران، رژیم‌های لائیک مثل حکومت پهلوی با نقش رهبری عربستان بر جهان اسلام تعارضی نداشتند، لذا در آن دوران روابط ایران با ریاض دوستانه و بعضا شامل همکاری بود، اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تحولی در روابط به وجود آمد، زیرا این انقلاب منادی اسلام انقلابی با قرائت ضد سلطه گری و ضد استبدادی بود که با اندیشۀ حکام عربستان که مدافع اسلام سلفی و به زعم ما اسلام واپس گرا و ارتجاعی بود در تقابل قرار داشت.
این تقابل ابتدا به شکل جنگ نرم در اقصی نقاط دنیا گسترش یافت، اما زمانی که ریاض متوجه شد در میدان تقابل نرم در حال شکست است، به سمت جنگ‌های نیمه سخت (امنیتی) و سخت (نظامی) روی آورد.
اولین قدم عربستان در این مسیر هم پشتیبانی مالی و نظامی از صدام در جنگ هشت ساله و همچنین تشکیل شورای همکاری خلیج‌فارس بود. ضمن آنکه در صحنه سیاسی نیز هر جا موضوعی راجع به ایران در سازمان‌های بین‌المللی مطرح می‌شد، عربستان در جبهۀ  مخالف قرارمی‌گرفت.
در واقع می‌توان گفت که ما چندین سال است که درگیر جنگ با حکام سعودی هستیم، اما؛ جنگی در لایه‌های پنهان، اما نکته قابل تامل دیگر در رابطه با ریاض این است که تا پیش از این عربستان در برابر ایران به دنبال حفاظت از منافع خود بود ولی امروز چالش اصلی سعودی‌ها مساله بقا است. از این رو به طور کلی می‌توان این‌گونه گفت که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، عربستان رویارویی با ما را از فضای رقابت به خصومت، از جنگ نرم به جنگ سخت و از هدف دفاع از منافع به تلاش برای بقا کشانده است.
 
گزارۀ دوم:
با شکل گیری دولت شیعی متمایل به ایران در عراق، عربستان که افق تاریکی را در برابر خود مجسم می کرد. توطئه های مختلفی را با هزینۀ وسیع دلارهای نفتی به مرحلۀ اجرا درآورد.
در فایل صوتی فاش شده از ملک عبدالله، وی خطاب به بندر بن سلطان (وزیر سابق اطلاعات عربستان) می‌گوید: اگر شده بیست ملیارد دلار خرج کنید، اجازه ندهید دولت شیعه در عراق برپا شود.
زمانی که فرقۀ تکفیری داعش اعلام موجودیت کرد محل هزینه کرد آن دلارهای میلیاردی که بندر بن سلطان طی ماه‌ها اقامت مخفیانه خود در عراق انجام داده بود مشخص گردید.
شواهد و قرائن بیانگر این است که ابوبکر بغدادی و تروریسم تکفیری حاصل پیوند نامبارک اندیشۀ وهابی و تفکر بعثی در عراق بوده که توسط امریکا در زندان بوکا کشف شده و تحت آموزش و تربیت سیا و موساد قرار گرفته است و سپس با برنامه ریزی و سازماندهی عملیاتی سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل، ماموریت ایجاد و شعله ور نمودن فتنۀ فرقه‌ای و مذهبی به او محول شده است همان ماموریتی که بغدادی خود به آن اشاره کرده و می‌گوید: «مأموریت ما جنگ با اسرائیل نیست، مأموریت ما جنگ با مرتدین است!» ابوبکر بغدادی توضیح نداده است که این مأموریت از کدام کانون به وی ابلاغ شده است؟! (کیهان)
به عبارت دیگر داعش و تروریسم تکفیری ساخته و پرداختۀ مثلث شوم زور و زر و تزویر است که زور آن استکبار جهانی به سرکردگی امریکا و زر آن دلارهای نفتی آل سعود و دیگر شیوخ منطقه و تزویر آن مهندسی فرهنگی انگلیس مبتنی بر گسل های قومی ومذهبی ملت های منطقه می‌باشد.
 
 
گزاره سوم:
پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه سرآغاز تحولات نوینی در منطقه بود. از یک سو رژیم صهیونیستی که طعم شکست های بعدی را در نبرد غزه و جنگ 52 روزه چشید نا امید از مقابلۀ رودررو با جبهۀ مقاومت و نگران از تداوم بقای خویش به فکر چاره اندیشی برای گریز از این مهلکه افتاد و تنها راه را در بهره گیری از شکاف قومی و مذهبی در بین مسلمانان و وارد کردن خنجر از پشت به جبهه مقاومت یافت.
از سوی دیگر موفقیت‌های حزب الله دربه زانو در آوردن دشمن صهیونیستی که سالها سران کشورهای مدعی عرب در برابر آن عاجز و خوار شده بودند موجب به اهتزاز در آمدن پرچم این طلایه دار مقاومت در بین ملتهای عرب و مطرح شدن سید حسن نصرالله به عنوان اسطوره و قهرمان عرب گردید.
حقیقت فوق برای ارتجاع عرب به سرکردگی عربستان که داعیۀ رهبری جهان اسلام و اعراب را در سر داشت بسیار تلخ و غیرقابل قبول بود. لذا عربستان و رژیم صهیونیستی که سابقۀ همکاری و هماهنگی طولانی در شکل مخفیانه داشتند در یک فرآیند اتحاد استراتژیک قرار گرفتند و امریکا نیز به عنوان حامی و متحد هر دو رژیم قاعدۀ این مثلث را شکل داد.
محصول این مثلث شوم توسعه و گسترش داعش به سرزمین شام و ایجاد دیگر گروه های تکفیری بود. اولین هدف نابودی سوریه به عنوان کشور خط مقدم محور مقاومت و عقبۀ اصلی پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی از حزب الله بود.
سوار شدن بر موج حرکت ضد دیکتاتوری که تحت عنوان بهار عربی ( بیداری اسلامی) درقلمرو ملتهای عربی به را ه افتاده بود. تاکتیکی بود که علیه حکومت سوریه اتخاذ شد و این در حالی بود که کشورهائی مثل عربستان و اردن و قطر که شعار ضد دیکتاتوری علیه اسد سر می دادند، خود نمونۀ بارز رژیمهای پادشاهی و استبدادی هستند.
 
گزاره چهارم:
دو صحنۀ جنگ فوق که علیه جبهه مقاومت و در کانون آن جمهوری اسلامی ایران توسط استکبار جهانی به سرکردگی امریکا سازماندهی شده است ماهیت جنگ نیابتی دارد که آل سعود وهابی و اذناب و ایادی تکفیریش در خط مقدم آن قرار دارند.
اهداف استراتژیک این جنگ نیابتی را می توان به شرح زیر برشمرد:
- مقابله با اسلام انقلابی و تفکر ضد استکباری و ضد استبدادی که انقلاب اسلامی مروج آن می‌باشد.
- جلوگیری از استقرار حکومت های مستقل با رویکرد ضد صهیونیستی و متمایل به ایران در منطقه
- فراهم نمودن محیطی امن برای رژیم اشغالگر قدس
- نجات رژیم های مرتجع منطقه از خطر سقوط ، بخصوص رژیم رو به زوال آل سعود که در تمام عرصه‌های مقابله با جمهوری اسلامی ایران خود را بازنده می یابد.
- منحرف نمودن حرکت های آزادیخواه و حق طلبانه مردم مسلمان منطقه
- حفاظت از منافع امپریالیسم امریکا در منطقه
برای تحقق اهداف فوق در مرحله اول ساقط نمودن دمشق و بغداد و تجزیه دو کشور عراق و سوریه بر مبنای ژئوپلیتیک قومی- مذهبی و در مرحله دوم سرنگونی نظام جمهوری اسلامی یا تجزیه کشور ایران (هدفی که در جنگ تحمیلی هشت ساله محقق نشد) در برنامه قرار گرفته است.
بدیهی است که نابودی عتبات عالیات و حرم‌های مقدس اهل‌بیت واقع در عراق و سوریه که نمادهای الهام بخش و مراکز ثقل معنوی حرکت سرخ اسلام عاشورایی و ظلم‌ستیز و سازش‌ناپذیر هستند از اهداف اولویت‌دار این جنگ نیابتی و عوامل جاهل و خشک مغز آن می‌باشد.
قطعا تجربه دفاع مقدس به مدافعان جمهوری اسلامی این درس را داده است که هرگونه تعلل و مماشات در درک به موقع صحنه جنگ و اقدامات مناسب دفاعی، موجب آن خواهد شد که دشمن را در دروازه‌های شهرهای خود ملاقات کنیم و آنوقت است که هزینه های انسانی و مادی دفاع بسیار بالا خواهد رفت، همانگونه که در 8 سال دفاع مقدس اتفاق افتاد.
با نگرش عمیق و راهبردی و آینده‌پژوهانه به صحنه جنگ و چگونگی صف‌بندی‌ها و اهداف آن، به روشنی و قطعیت می‌توان دریافت که حضور مدافعان حرم و اسلام انقلابی در میادین نبرد عراق و سوریه چقدر هوشمندانه و حیاتی و ارزشمند می‌باشد و شهدای این میادین نبرد چه نقش تاریخ‌ساز و گرانقدری دارند.
روحشان شاد و با مولایشان حضرت سیدالشهداء علیه السلام محشور باد.

منبع: مشرق


منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/1315434/ )

[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [08:55 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

ساله که روزها پیش از اسارت و شهادت، تمام جزئیات صحنه‌ای که قرار است در آن به شهادت برسد را تصویر کرده است: «دست‌هایم بسته است، رو به دوربین ایستاده‌ام، رو به همه شما، حرام‌زاده‌‌ای خنجر به دست است و دوست دارد که من بترسم ">


نویسنده: سعدالله زارعی

«شهید محسن حججی» یله‌مردی که جهان را بهت زده کرده است…جوانی 26 ساله که روزها پیش از اسارت و شهادت، تمام جزئیات صحنه‌ای که قرار است در آن به شهادت برسد را تصویر کرده است: «دست‌هایم بسته است، رو به دوربین ایستاده‌ام، رو به همه شما، حرام‌زاده‌‌ای خنجر به دست است و دوست دارد که من بترسم و حالا که اینجا در این خیمه‌گاهم، هیچ ترسی در من نیست» و در عین بی‌ترسی از مرگ، عزیزترینش «علی» را یاد می‌کند تا معلوم شود اگر در آسمان است برای تن‌آسایی و حتی عیش معنوی نیست. بله «اینجا بوی دود و خون می‌آید. کم‌کم انگار لحظه دیدار است ولی در این لحظه‌های آخر که حرامیان دورم کرده‌اند، می‌خواهم قصه بگویم و قصه که می‌گویم کمی دلم هوایی علی کوچولویم می‌شود» بعد شروع می‌کند به گفتن قصه روضه‌های آقا ابا‌عبدالله‌الحسین علیه‌السلام.
 
شهید حججی در شرح آنچه او را وادی به وادی به معرکه عاشورا و در نزدیکی میدان صفین کشانده سخن می‌گوید و به واقع معلوم می‌شود او به دقت برای چنین صحنه‌ای انتخاب شده است. این شهید می‌گوید در سال 85 «آنقدر به مادرمان حضرت زهرا متوسل شدم تا در اوج جوانی مسیری را برایم روشن کند. این مسیر آشنایی با شهید کاظمی و حضور در مؤسسه فرهنگی کاظمی بود... انگار حاج احمد دستم را گرفت و ره صد ساله را به سرعت پیمودم و آنگاه که زمان سربازی‌ام فرا رسید، خدمت در مناطقی دورافتاده را انتخاب کردم» بعد قصه ازدواجش را اینطور شرح می‌دهد: «به واسطه شهدا با دختری آشنا شدم و خدا را شاکرم که حاج احمد از دختران پاک دامنش نصیبم کرده است؛ همنام حضرت زهرا سلام‌الله علیها»! جالب شرط دو طرف در این ازدواج است «این خانواده شرطشان این بود که به دلیل نداشتن فرزند پسر برایشان فرزند با ایمانی باشم و از این رو دختر مؤمن و پاکدامنشان را با مهریه‌ای ساده به عقدم درآوردند و من هم تنها خواسته‌ام از ایشان مهیا کردن زندگی برای رسیدن به سعادت و شهادت بود».
 
ادامه مسیر این شهید حضور در سپاه است که این را نیز وامدار حاج احمد کاظمی است: «یکی از راه‌های رسیدن به خداوند متعال و قرار گرفتن در مسیر اسلام و انقلاب، عضویت در سپاه است و همین جا بود که باز حاج احمد کمکم کرد و لیاقت پوشیدن لباس سبز پاسداری را نصیبم نمود»…او خطاب به مادرش می‌گوید: «تصمیم گرفتم و آمدم به دست و پای تو افتادم و التماست کردم و گفتم مگر خودت مرا وقف و نذر خانم فاطمه زهرا-س- نکرده و نامم را محسن نگذاشتی؟ مادر جان حرم حضرت زینب(س) در خطر است اجازه بده بروم... نکند لحظه‌ای شک کنی به رضایتت که من شفاعت کننده‌ات خواهم بود و اگر در دنیا عصای دستت نشدم در عقبی نزد حضرت زهرا-س- سرم را به دست گیر و سر‌افراز باش چون ام وهب»!...
 
چه می‌توان گفت از این جوان و از آنچه از او به ما رسیده و آنچه در وجود او تجلی پیدا کرده است. خود شهید می‌گوید ره صد ساله را یک شبه طی کرده است و این ادعایی نیست که هر عارفی توان بیانش و درکش داشته باشد…کدام انسان را می‌توان یافت که چهل روز در محراب بست ذکر بنشیند تا خدا راه شهادت را به رویش بگشاید و خدا بگشاید، گشودنی که عبرت زمان و حجت آدمیان باشد!
 
...این چه حجت بالغه‌ای است؛ مگر محسن نمی‌داند که مادر در نزد خداوند چه جایگاهی دارد که از شفاعت فرزند از مادر سخن می‌گوید؟ و مگر چه رازی در گوشش زمزمه کرده‌اند که چند سال پیش از شهادت خود می‌داند که چون وهب سرش را خواهند برید؟  کدام عقل و ابزار عقلانی از پس این محاسبه برمی‌آید؟ ما چه بگوییم جز اظهار شرمندگی و اعتراف به نادانی؟ تردید نداریم که ما در این قافله و طایفه نیستیم ما فقط آنان را دوست داریم ولی چه می‌دانیم حقیقت وجودی جوانی که وقتی ازدواج می‌کند قبول شهادتش را توسط عروس و خانواده او را شرط می‌کند و چه می‌دانیم از حقیقت عروس و خانواده‌ای که این را می‌پذیرند و به اندک مهریه‌ای قناعت می‌کنند…مسلما هنوز هم در اندازه‌ای بالاتر یا پایین‌تر از محسن حججی و خانواده او داریم و تردید نمی‌توان کرد که اینها همان اولیاءالله هستند که خداوند می‌گوید آنها را در بین بندگانش مخفی کرده است و امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: مراقب باشید در بین مردم، اولیاء الهی قرار داده شده که با رنگ و لباس شناخته نمی‌شوند مبادا انسانی را کوچک بشمرید شاید هم او یکی از اولیاء الهی باشد.

منبع: روزنامه کیهان
کلمات کلیدی :


منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/1315429 )

[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [08:54 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

 



دستی زیر سر دارد و لبخند گرمی روی لب. هر از گاه نیم نگاهی به تکاپوی اطرافیان می‌اندازد و زیر لب زمزمه می‌کند: «السلام علیک یا اباعبدلله»
تنها چند دقیقه با شهادت و آرامش ابدی فاصله دارد و حالا آنچه در قالب ویدویی کوتاه از او به یادگار مانده خلاصه‌ترین ترجمان از حس و حال عاشقانی است که ملیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی برای خود برگزیده و دوشادوش هم هویتی واحد را شکل داده‌اند: رزمندگان مدافع حرم.
اما این «مدافعان حرم» که خیلی زود به خیل «شهدای حرم» می‌پیوندند کیستند و چه در سر دارند؟
آرمان‌شان چیست و چگونه دل از آرامش زندگی روزمره می‌کنند و بدون اجبار از ایران، سوریه، افغانستان و کشورهای دیگر عازم کارزار «دفاع از حرم» می‌شوند؟
 
روایت یک حیرانی
«عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو... و این هر دو، ‌عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.»
شهید سیدمرتضی آوینی در روایت ماندگار خود از عصر عاشورا تحت عنوان «فتح خون» برش‌هایی تکان‌دهنده و بعضا ماندگار دارد که گویی تا سال‌های سال بکری خود را از دست نداده و هنوز روایت حال ما هستند.
قضاوت درباره جوانانی که امروز و در فضای رسانه تحت عنوان کلی «مدافعان حرم» خطاب می‌شوند و بعضا نگاهی آمیخته با پیش‌داوری نسبت به اهداف و آرمان‌هایشان داریم، کار ساده‌ای نیست.
اساسا سهل و ممتنع است که بخواهیم از دلباختگانی بگوییم که بیشتر اهل خلوت بوده و هستند و نه فقط خود اصراری بر فریاد باورهایشان نداشته‌اند که بازماندگان و همراهانشان هم حد و مرزی معین با فضای پرهیاهوی رسانه‌ها دارند.
چگونه می‌توان با ابزار «عقل» به قضاوت دیپلمات‌های عاشقی نشست که اگرچه ردای تقابل با جاهلیت مدرن داعشیان را به تن کرده‌اند اما خود نیز چندان در قید و بند «عقل» نبوده و پا در مسیری گذاشتند که دیگران جز به حیرت نمی‌توانند به روایت و بازخوانی آن بپردازند؛ حیرتی از جنس همان تقابل عقل و عشق!
 
چند روایت معتبر؛ آرام بودند و آرام رفتند
«شعری که آقا را به گریه انداخت» این تیتر مشترک بسیاری از رسانه‌ها از حاشیه‌ دیدار رهبر معظم انقلاب با جمعی از خانواده شهدای حرم بود.
روایت شعری که مقام معظم رهبری بر پای تصویر یکی از شهدای حرم دید و چشمانش تر شد؛
ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس، شهدا را چیدند
بیش از هر چیز واقعیتی قابل تأمل در این دو بیتی نهفته است.
شهدای تکیه زده در «آخر مجلس» در روزگار ترک‌تازی‌ «مدعیان» چه کسانی هستند و چگونه می‌توان احوالات‌شان را درک کرد.
بیایید پیش از هر تحلیلی سه روایت از سه تن از این شهدا را باهم مرور کنیم؛
 
روایت اول؛ مزه دنیا به دهنتان نرود!
«گیلنباره»؛ نام بیماری آنقدر عجیب بود که پدر را شوکه کرد.  رضا محصل اول دبیرستان بود که به ناگاه به واسطه بیماری گلینباره زمین‌گیر شد.  حدود یك ماه در بیمارستان بستری ماند تا اینكه بعد از معاینات و آزمایشات فراوان دکترها به خانواده‌اش گفتند؛ «رضا، فلج شده است.»
پدر دلشکسته دست به دامان حضرت زینب سلام الله علیها  می‌شود و فرزند را نذر حضرت می‌کند. عباس كارگر برزی پدر دلشکسه شهید رضا کارگر برزی، باقی حکایت را این‌گونه روایت می‌کند: «مدت كوتاهی نگذشته بود كه یك روز در كمال ناباوری و به یكباره دیدیم رضا دست روی دیوار گذاشته و آرام آرام راه میرود.
معجزه شده بود. خانم حضرت زینب‌ سلام الله علیها  شفایش را داد، تا چنین روزی سربازی خودش را بكند و در راه دفاع از خیمه زینبی به شهادت برسد.»
شهید رضا کارگر برزی داستانی غریب در میان مدافعان حرم دارد. جوانی که متولد ۵۸ بود و سرانجام در یازدهم مرداد ماه ۱۳۹۲ در دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها در سوریه و در نبرد با تکفیری‌ها به لقاءالله پیوست.
مادرش درباره احوالاتش می‌گوید: «اهل تعهد و عمل و از كودكی عاشق رهبر بود. همیشه می‌گفت مراقب باشید مزه دنیا به دهانتان نرود. رضا خیلی دوست‌داشتنی بود، بسیار صبور و بااخلاق.»
 و این هم درددلی از پدر شهید: «مدافعان حرم خیلی مظلومانه شهید می‌شوند. در دیار غربت در دفاع از اسلام ناب محمدی با اشقیا می‌جنگند و خیلی مظلومانه در خفا تشییع می‌شوند. مدافعانی كه در گمنامی هستند. جای ایشان خیلی خالی است، البته این شهدا در محضر سید الشهدا  علیه السلام  و حضرت زینب  سلام الله علیها  هستند و در فراق این عزیزان، تسلی دلمان همان نظر ائمه اطهار است.»
 
روایت دوم؛ خواب بابا رو دیدم دوباره...
اگرچه صادقانه می‌گوید «یک بار قبل از ازدواج با هادی آرزو کرده بودم که همسر شهید شوم» اما بعد می‌گوید حساب و کتاب سختی‌ این‌ روزها را نکرده بوده است! مریم مهدی‌زاده همسهر شهید شهید هادی باغبانی از شهدای حرم است.
مداح اهل‌بیت، متولد ۱۳۶۲ و فرزند سوم خانواده‌ای روستایی دارای یک خواهر و برادر. هادی زندگی ساده‌ای داشت تا زمانی که به عنوان مستندساز راهی سوریه شد. آنچه از نزدیک از جنایت‌های گروه‌های تروریستی تکفیری و سلفی در سوریه دید کافی بود تا دل از همه چیز برکند و ردای مدافعان حرم را به تن کند و همسر خود را با تنها یادگار زندگی مشترکشان «رضوانه» تنها بگذارد.
حالا این مادر و دختر روایت‌هایی شنیدنی اما ناگقتنی از پدر در سینه دارند؛ «رضوانه گاهی وقت‌ها می‌گوید من بابا را میبینم. گاهی خواب و گاهی بیداری. مثلا روزی که از دیدار رهبری برمیگشتیم ناگهان در خیابان گویا بابایش را دیده باشد، گفت مامان! بابا را نگاه کن. یا مثلا در حرم حضرت علی (علیه‌السلام) دوباره بابایش را دیده بود. چند وقت پیش خواب دیده بود بابایش برایش تبلت خریده است!»
 
روایت سوم؛ عقب‌نشینی در کار نیست
«اگه ما رو بعد دیدید که هیچ، توفیق ازمون سلب شده، اگرم ندیدید، ما رو حلال کنید...» یک فایل صوتی ویژه‌ترین یادگاری است که شهید مهدی صابری از خود به جا گذاشته است.
چه روایتی گیراتر و صادقانه‌تر از آخرین یادگار این شهید از خود که اینگونه دلگویه‌های خود را ضبط کرده است:‌ «یا حسین، یا حسین، یا حسین... دقیقا مقابلمون، تکفیری‌های لعنتی‌اند، تعدادِ زخمی‌هامون رفته بالا... دلمون گرمه به حضرت زینب سلام الله علیها ... دو تا شهید دادیم، هشت تا زخمی، ولی دلمون گرمه که راه خوبی رو انتخاب کردیم...
شارژِ موبایلم تموم شده، دیگه زیاد نمی‌تونم صحبت کنم... چون مموری‌های گوشی‌ام رو برداشته بودم، حافظه‌ای برای ضبط فیلم ندارم. اگه ما رو بعد دیدید که هیچ، توفیق ازمون سلب شده/ یا حسین... اگرم ندیدید، ما رو حلال کنید، از ته دل حلال کنید. خیلی بد کردیم، خیلی... بندگی خدا رو نکردیم... (هق هق گریه امانش نمی‌دهد) ... خدایا بنده خوبی برات نبودم...(گویا یکی از نیرو‌هایش اجازه عقب نشینی می‌خواهد، فریاد می‌زند) : نه نه! عقب نشینی تو کار نیست، سنگر رو حفظ کن! سنگر رو حفظ کن!..»
شهید مهدی صابری یکی از شهدای افغانستانی مدافع حرم است که فرماندهی گروهان حضرت علی اکبر علیه السلام را برعهده داشت و پس از شهادت در قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه  سلام الله علیها  شهر قم به خاک سپرده شد.
 
مدافعان از نگاه نامحرمان
این روایت‌ها تنها بریده‌ای کوتاه از دریایی روایت به یادگار مانده از مدافعان گمنام حرم است. روایت‌هایی که هیچ یک در فرآیند رسمی و سیستم تبلیغاتی و رسانه‌ای داخل و خارج از کشور انعکاس درخور نداشته و به صورت پراکنده از سوی دوستان و همراهان نزدیک این شهیدان در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده است.
در این فضا اما نامحرمان بیکار ننشسته و روایت و برداشت خود از جریان مدفعان حرم را تبلیغ و ترویج داده‌اند که متإسفانه باید پذیرفت بخشی از قضاوت‌های داخلی نسبت به این جریان هم متأثر از همین سمپاشی نامحرمان است!
نامحرمان نگاهی آمیخته با تحریف به «مدافعان حرم» دارند. بی‌بی‌سی پرچم دار این نامحرمان است که صراحتا در گزارشی درباره شهدای حرم نوشت: «منابع خارجی گزارش کرده‌اند که ایران در ازای پرداخت مبلغی ماهانه و اجازه اقامت، نفراتی از مهاجران افغان را برای جنگ به سوریه می‌فرستد.»
هرچند خود نیز ناگزیر در انتهای گزارش اینگونه جمع‌بندی می‌کند؛ «وزارت خارجه افغانستان اخیرا شرکت شهروندان افغان مقیم ایران در جنگ سوریه را مربوط به اعتقادات شخصی آنها دانسته و هرگونه اجبار احتمالی از سوی ایران در این زمینه را رد کرده است.»
در کنار این نگاه عجیب و بیمار اما برخی رسانه‌های بیگانه سعی در دولتی نشان دادن این جریان دارند و اصرار دارند آن را شاهد مثالی از دخالت نظامی ایران در کشورهای منطقه قلمداد کنند. دویچه‌وله یکی از همین رسانه‌ها است. این رسانه در گزارشی مشروح و با استناد به اخبار منتشر شده پیرامون شهدای حرم در رسانه‌های داخلی نوشت: «بر خلاف ادعای مقامات ایرانی مبنی بر عدم دخالت نظامی جمهوری اسلامی در سوریه، تا کنون ده‌ها ویدیو، عکس و گزارش از حضور جنگجویان ایرانی در کنار واحدهای نظامی رژیم اسد انتشار یافته است. برخی از این ایرانیان در سوریه حتی کشته شده یا به اسارت درآمده‌اند.»
در کنار این دو رویکرد اما سکوت رسانه‌ای نسبت به شهدای حرم در داخل نیز بهانه کافی را به برخی تحلیل‌ها مغرضانه داده‌است.
رادیو فردا در این باره اینگونه تحلیل کرده است: «هنگامی که هدف از رفتن به جنگ مقبولیت عمومی داشته و چیزی پنهان نباشد از دست رفتن عزیزان برای خانواده‌ها یا معلول شدن جنگاوران یا ضایعات روحی و عصبی ناشی از حضور در صحنه نزاع در یک فرایند اجتماعی و جمعی هضم و جذب می‌شود و افراد در یک دوره کوتاه به زندگی عادی بازمی گردند.
اما مخفی کردن اعزام و کشته شدگان و معلولان و بعد تلاش برای مخفی کردن کشته‌ها خانواده‌ها و جنگاوران را از طی فرایند طبیعی و تا حدی تسلی بخش التیام محروم می‌کند. به همین دلیل ضایعات روحی و روانی اعزام نیرو به سوریه تا سال‌ها پنهان می‌ماند و تلاشی برای رفع آن‌ها نیز صورت نمی‌گیرد.»
نامحرمان و بیگانگان را که هرجی نیست اما بازخوانی روایت ‌آن‌ها در کنار آنچه در عالم واقع از این شهدا به یادگار مانده بهترین سنگ محک برای ارزیابی قضاوت‌ها و داوری‌ها و در عین حال غربت شهدای حرم است. شهیدانی که عشق زلال‌شان هیچگاه به غبار سیاست آلوده نخواهد شد.
 
روایت یک راوی؛ کاش فراموش نکنیم!
سامان‌دهی روایت‌های به یادگار مانده هم امروز در دستور کار برخی فعالان فرهنگی است که از آن میان و در میدان نشر قرار است در آینده‌ای نزدیک مجموعه‌ای از آثار مرتبط با زندگی شهدای مدافع حرم از سوی نشر «دارخوین» روانه بازار کتاب شود.
جانمراد احمدی مدیر نشر «دارخوین» است که درباره این طرح به خبرنگار مهر می‌گوید: از آنجا که نشر دارخوین در اصفهان است طبیعتاً برای این طرح اولویت ما شهدای حرم استان اصفهان است. هرچند امروز از بسیاری از استان‌های کشور شاهد حضور مدافعان حرم در میدان هستیم. در حال حاضر انتشار کتاب خاطرات ۱۲ شهید حرم را آغاز کرده‌ایم که دو سه شهید افغانستانی هم در میان آن‌ها هستند. یکی از این آثار به مرحله انتشار رسیده‌است و امیدواریم تا سه الی چهار ماه آینده این سری کتاب به طور کامل روانه بازار شود.
این فعال حوزه نشر درباره انگیزه طراحی و اجرای این پروژه می‌گوید: ما تجربه دوران دفاع مقدس و شهیدان نام آور آن دوران را داشتیم که بعد از گذشت چند سال بسیاری از خاطرات و ناگفته‌های‌شان مشمول مرور زمان شد و دیگر امکان گردآوری و ثبت آن را نداشتیم.  به همین خاطر در این حوزه تصمیم گرفتیم به روز اقدام کنیم تا خاطرات و ناگفته‌های مرتبط با شهیدان حرم گردآوری و ثبت شود تا دستخوش فراموشی و غفلت قرار نگیرند. در این چند ماهی که در ارتباط با خانواده و اطرافیان این شهدا بوده‌ایم تجربه‌های جالب و قابل توجهی داشتیم که به راحتی قابل بیان نیست. وجه مشترک این شهدا این است که گویی هر یک روحیات و احوالات خاص خود را داشته‌اند و طی یک فرآیند دست به این انتخاب زده‌اند. اصلاً تصور نکنید که این شهدا یک شبه به این جمع‌بندی رسیده‌اند که باید به میدان بروند و شهید شوند. غالباً از مدت‌ها قبل آرام‌آرام خود را برای این انتخاب آماده کرده‌اند و به گونه‌ای انگار با الهامی مواجه شده‌اند. انگار این شهدا در فرآیندی مشخص برای پیوستن به مدافعان حرم برنامه‌ای شخصی برای خود تدوین کرده و آرام‌آرام به این جریان پیوسته‌اند.
این ناشر درباره کیفیت مواجهه خانواده و اطرافیان با این تصمیم از سوی مدافعان حرم هم گفت: اتقاقا این سوال مشترکی است که از بسیاری از خانواده‌های شهدای حرم پرسیده‌ایم مبنی‌بر اینکه آیا وقتی شهید قصد عزیمت به میدان داشت و برای این مسیر تصمیم خود را گرفت شما راضی بودید و از او حمایت کردید یا خیر؟ و پاسخ اکثر این خانواده‌ها اعم از پدران، مادران و همسران این بود که شهید از ماه‌ها قبل برای آن‌ها زمینه‌سازی کرده و آرام‌آرام سعی داشته تا آن‌ها را برای اتخاذ تصمیم نهایی مجاب کند. این شهدا با این استدلال که حرم اهل بیت‌ سلام الله علیها  در خطر است و نمی‌توان بی‌تفاوت بود خانواده و اطرافیان خود را مجاب می‌کردند که باید به میدان بروند و جالب اینکه برخی از این خانواده‌ها با شروطی همچون «قول شفاعت» سرانجام رضایت داده‌اند. البته فراموش نکنیم که بسیاری از این عزیزان برخاسته از خانواده‌هایی هستند که سابقه حضور اعضا در دفاع مقدس را داشته و با این مقوله غریبه نیستند. یعنی پدر یا مادر خانواده پیشتر حضور در میدان‌های مشابه را تجربه کرده و حالا طبیعتآً مسیر برای فرزندان هم هموار است.
وی در پایان با تأکید بر اینکه «آرزوی ما این است که در ادامه همین مسیر بتوانیم خاطرات و زندگینامه شهدای حرم در سراسر کشور و حتی کشورهای همسایه را هم ثبت و ضبط کنیم تا آرمان‌ها دغدغه‌های این عزیزان دستخوش فراموشی قرار نگیرد»، گفت: شما همین خاطراتی که در قالب کتاب منتشر خواهد شد را که بخوانید خواهید دید که احوالات بسیار خاصی این شهیدان با خانواده‌های‌شان داشتند و حتی بعد از شهادت آن‌ها هم مشاهدات و تجربیات نابی در این خانواده‌ها ثبت شده‌است که به راحتی نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.
 
موخره؛ آنجا که میان عشق و عقل فاصله نیست!
گفتنی‌ها درباره «مدافعان حرم» و «شهدای حرم» بسیار است، اما حرف اصلی همان است که سال‌ها قبل سیدشهیدان اهل قلم روایت کرد. روایت ثروتی عظیم از عشقی بی‌پایان به خاندان عترت که تنها دارایی غیرقابل تحریم و بلوکه ملت ایران و شیعیان سراسر جهان است.
در آغاز، اشاره‌ای به «فتح خون» آوینی داشتیم و باور کنید بهترین حسن ختام برای آنچه در این نوشتار به دنبال مرور و بازخوانی آن بودیم همان روایت راوی فتح است از روز واقعه؛
 
«صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد. خدایا، چگونه ممكن است كه تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی كه در شب هشتم ذی‌الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بوده اند، و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟ آنان را می‌گویم كه عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ كره ارض است.
هیهات ما ذلك الظن بك ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است.
پس چه جای تردید؟ راهی كه آن قافله عشق پای در آن نهاد راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر می خیزد.
واگر نه، این راحلان قافله عشق، بعد از هزار و سیصد چهل و چند سال به كدام دعوت است كه لبیك گفته‌اند؟
عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو؛ و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نَبُرد، عشق را در راهی كه می‌رود، تصدیق خواهد كرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله‌ای نیست.
»


منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/1315431/ )

[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [08:53 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

برگزیده بیانات رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه شهدای مدافع حرم


بیانات در دیدار مسئولان و فعالان فرهنگی استان‌های یزد و همدان 
بسترهای فراوانی که در دنیای امروز در جهت گمراه کردن نسل جوان ایجاد شده است، در مقابل این تبلیغات مضرّ و صداهای گمراه‌کننده، ظرفیت‌های بزرگی در جهت هدایت و رویش جوانان وجود دارد... شهید حججیِ عزیز در دنیایی که روزنه‌های اغواگر صوتی و تصویری فراوانی وجود دارد، چنین درخشید و خداوند او را همچون حجتی در مقابل چشم همگان قرار داد... امروز بسیاری از جوانان با انگیزه‌ی بالا و ایمان باورنکردنی، به‌دنبال آنند که از زندگی، خانواده و راحتی خود بگذرند و با عشق به جهاد و دفاع از ارزش‌ها با دشمن مبارزه کنند که باید قدر این رویش‌های جدید و ارزشمند را دانست... باید همه‌ی تلاش خود را مصروف تربیت دینی و انقلابی جوانان کنید و بدانید اخلاق نیز همراه با تقویت روحیه‌ی انقلابی و دینی و حرکت جهادی و میل به جهاد در راه خدا، ایجاد و ماندگار می‌شود... مسئولان باید جریان عظیم نیروی انقلاب را که خوشبختانه در بین جوانان جریان دارد، تقویت کنند و به‌گونه‌ای عمل نکنند که جریان انقلابی، تضعیف و جریانِ مقابل آن در محیط‌های فرهنگی، دانشگاهی و تبلیغات دینی تقویت شود.(۱۳۹۶/۰۵/۳۰)

بیانات در مراسم شب خاطره دفاع مقدس
مکرّر، خیلی زیاد، افرادی می‌آیند، نامه می‌نویسند به ما، اصرار، التماس، گریه، برای اینکه اجازه داده بشود بروند دفاع از حرم و جزو مدافعین حرم [بشوند]؛ یعنی همان چیزهایی که ما در آن روزهای دهه‌ی ۶۰ می‌دیدیم، حالا هم همان وضعیّت در خیلی از اینها هست؛ اَلحِقنی بِالصّالِحین؛ این الحاق به صالحین است.(۱۳۹۶/۰۳/۰۳)
 
بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم
خیلی خوش آمدید برادران و خواهران خانواده‌ی عزیز شهید حرم؛ کسانی که داوطلبانه به این میدان می‌روند، دو سه خصوصیّت در اینها هست که ممتاز است. یکی این است که اینها غیرت و تعصّب دفاع از حریم اهل‌بیت علیهم‌السلام را دارند.
اینهایی که می‌روند، یکی از احساسات و روحیه‌شان همین است که می‌خواهند از حریم اهل‌بیت علیهم‌السلام دفاع کنند. پدرها و مادرهایشان هم همین‌طور. در اظهاراتی که یکی از مادران شهدا خطاب به حضرت زینب داشت این بود که: "من محمدحسین خودم را دادم به شما!" این خیلی باارزش است؛ آن غیرتی که نسبت به اهل‌بیت علیهم‌السلام که در هر مؤمنی باید وجود داشته باشد.
دوّمین خصوصیّت بصیرت است. کسانی که این بصیرت را ندارند با خودشان می‌گویند: اینجا کجا، سوریه و حلب کجا؟ این بر اثر بی‌بصیرتی است. [حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام] فرمود که فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا.» نباید منتظر ماند که دشمن بیاید داخل خانه‌ی آدم، بعد آدم به فکر دفاع از او و خانه بیفتد. دشمن را باید در مرزهای خودش سرکوب کرد.
افتخار جمهوری اسلامی، امروز این است که ما در مجاورت مرزهای رژیم صهیونیستی و بالاسر آنها نیروهای حزب‌الله یا نیروهای مقاومت یا نیروهای اَمَل را داریم. اینکه اینها این‌قدر ناراضی هستند و می‌گویند جمهوری اسلامی چرا دخالت می‌کند، به این خاطر است. این خیلی افتخار بزرگی برای اسلام و جمهوری اسلامی است. جوان‌هایی که رفتند به سوریه و عراق و عمدتاً به سوریه، این بصیرت را داشتند. یک عده‌ای امروز اینجا نشسته‌اند در خانه و نمی‌فهمند که قضیه چیست.
نکته‌ی سومی که در اینها وجود دارد، شوق شهادت است. بعد از پایان جنگ تحمیلی، مایی که در جریان کار بودیم، احساس می‌کردیم که یک جادّه‌ی دوبانده‌ی وسیعی جلوی رویمان بود که این بسته شد؛ جادّه‌ی شهادت! مثل یک دری که ببندند. کسانی که آن موقع، جهاد و شهادت در راه خدا را دوست داشتند، دلشان را غم گرفت. این فرزندان شما غالباً کسانی هستند که آن دوره را درک نکردند؛ در اینها هم آن احساس شوق بود که بلند شدند و رفتند.
الان هم [جوانها] به من نامه می‌نویسند، البته من جواب نمی‌دهم به این نامه‌ها. مرتّب جوان‌ها از اطراف کشور نامه [می‌نویسند]، التماس [می‌کنند]، خیال می‌کنند که من باید اجازه بدهم یا من باید دخالت بکنم؛ که آقا اجازه بدهید ما برویم سوریه برای جهاد. این شوقِ شهادت است و خیلی مهم است.
اگر در یک ملّتی، در یک قوم و جمعیّتی، قدرت و قوّت چشم‌پوشی از زندگی باشد، این قوم شکست‌بخور نیست. ما‌ها که گاهی اوقات در مقابل حوادث کم می‌آوریم، به خاطر این است که دودستی چسبیده‌ایم به زندگی و زیبایی‌های زندگی. زندگی یعنی چه؟ زندگی فقط نفس کشیدن خود ما نیست؛ زن و بچه و پدر و مادر ما هم زندگی است. پول و عنوان و اعتبار ما هم؛ به این چیزها چسبیده‌ایم. وقتی به این چیزها چسبیدیم، در مقابل حوادثِ سخت، کم می‌آوریم؛ اما کسانی که این قوّت و اراده در آنها هست که از زندگی چشم بپوشند، اینها بلند می‌شوند می‌روند به میدان شهادت.
بچه‌هایی که شماها دادید، چه همسران، چه فرزندان، چه پدران و مادرانشان، بدانند که واقعاً مایه‌ی افتخارند. این فقط شعار نیست؛ واقعیّت قضیّه این است. [اینها] در هر ملتی که باشند - حالا ممکن است شناخته شده نباشند برای فلان شهر، برای فلان روستا. [ممکن است کسی] مشغول یک شغل معمولی است؛ ستاره نیست، مثل بعضی‌ها که در جوامع به‌خاطر هیاهو به توهّم ستاره شدن هی دارند کار می‌کنند؛ اما اینها - ستاره‌ی واقعی‌اند؛ ستاره در چشم ما نیستند؛ ما که چشممان نزدیک‌بین و کوته‌بین است؛ در ملأ اعلی اینها. ستاره‌اند.(۱۳۹۵/۰۹/۰۱)
 
بیانات در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران
آماج حمله‌ی آنها همین چیزی است که این بنای اسلامی را به وجود آورده؛ یعنی ایمان. اگر ایمان اسلامی نبود، این کشوری که ما دیده بودیم و این نظامی که ما آن را با گوشت و پوست و استخوان خودمان تجربه کردیم، ممکن نبود که تغییری پیدا بکند؛ این ایمان اسلامی بود. یک مرجع تقلید با تأیید الهی، با هدایت الهی، با بلدبودن شیوه‌ی مبارزه و کار، وارد میدان شد و ایمانِ مردم را کشاند به سمت این هدف بلند و مردم به میدان آمدند؛ وقتی مردم در میدان بودند، هیچ قدرت مادّی‌ای کاری نمیتواند انجام بدهد. عمده، حضور مردم است که این را امام بزرگوار ما به برکت ایمان مردم و با اتّکاء به ایمان مردم توانست انجام بدهد؛ لذا آماج [دشمن‌]، ایمان مردم است، ایمان جوانان است.
اینکه بنده بارها تکرار می‌کنم که جوان امروز، از جوان اوّل انقلاب و دوران جنگ اگر جلوتر نباشد، بهتر نباشد، عقب‌تر نیست - و  من معتقدم که جلوتر است - به‌خاطر این است که امروز با این‌همه ابزارهای تبلیغی، با این‌همه شگردهای گوناگونِ فروریختن پایه‌های ایمان، جوان انقلابی ایستاده است. ما در عرصه‌ی فرهنگ، در عرصه‌ی سیاست، در عرصه‌های اجتماعی، در عرصه‌های هنری الی‌ماشاءالله جوان مؤمن داریم؛ البتّه بله، یک‌عدّه‌ای هم هستند که معتقد نیستند، پابند نیستند، آن را هم می‌دانیم، نه اینکه غافل باشیم امّا این خیل عظیم جوانان مؤمن، جزو معجزات انقلاب است. این جوان امروز [است‌]؛ جوانی که نامه می‌نویسند به بنده -از این نامه‌ها یکی و دوتا و ده‌تا هم نیست، زیاد است - و التماس، گریه که اجازه بدهید ما برویم در دفاع از حرم اهل‌بیت علیهم‌السّلام بجنگیم؛ از زندگی راحت، از زن و بچّه بگذریم. نامه می‌نویسند - واقعاً نامه گریه‌آلود است - که [ما] پدر و مادر را راضی کردیم، شما اجازه بدهید ما برویم بجنگیم؛ این وضع جوان امروز است. خب می‌خواهند ایمان این [جوان‌] را از بین ببرند. این حصار فرهنگی برای حفظ این ایمان است.
جوانی که نامه می‌نویسند به بنده و التماس، گریه که اجازه بدهید ما برویم در دفاع از حرم اهل‌بیت علیهم‌السّلام بجنگیم؛ از زندگی راحت، از زن و بچّه بگذریم. این وضع جوان امروز است. دشمنان می‌خواهند ایمان این [جوان‌] را از بین ببرند.(۱۳۹۵/۰۵/۳۱)
 
بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر و جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم
امروز مسئله‌ی شهدای دفاع از حریم اهل‌بیت مطرح است؛ این از آن ماجراهای عجیب تاریخ است. ما در دوران جنگ جوان‌ها را تشویق می‌کردیم به اینکه بروید به میدان جنگ، اجابت می‌کردند و می‌رفتند؛ امام یک سخنرانی می‌کردند، خیل جوان‌ها راه می‌افتادند می‌رفتند [امّا] امروز ما چنین تشویقی نمی‌کنیم، درعین‌حال این انگیزه چقدر قوی است، این ایمان چقدر شفّاف است که این جوان از ایران، از افغانستان، از کشورهای دیگر راه می‌افتد، بلند می‌شود از همسر جوانش، از کودک خردسالش، از زندگی راحتش می‌گذرد، می‌رود در یک کشور غریب، در یک خاک غریب، در راه خدا مجاهدت می‌کند و به شهادت می‌رسد. این چیز کوچکی است؟ قدم‌به‌قدم تاریخ انقلاب اسلامی از این شگفتی‌های تاریخ‌ساز به خود دیده است؛ اینها شگفتی است.
 و من عرض کنم این سه جنبه دارد: یک جنبه، جنبه‌ی صبر خودِ این شهید و انگیزه و ایمان این شهید است؛ یک جنبه، جنبه‌ی صبر خانواده‌ها و تحمّل آنها است؛ [چون‌] این زن جوان می‌توانست کاری کند که شوهرش نرود؛ این پدر و مادر می‌توانستند مانع رفتن جوانشان بشوند؛ اینها صبر کردند؛ هم برای رفتن او، هم هنگام برگشتن جنازه‌ی مطهّر او، و [هم‌] بعد از او. و جنبه‌ی سوّم خودِ حادثه است که تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی است؛ انقلاب این است، نظام اسلامی این است. این انگیزه‌ها، این ایمان‌ها، این قدرتهای روحی، این عزم و اراده‌ها است که جمهوری اسلامی را به وجود آورده؛ می‌شود دستِ‌کم گرفت جمهوری اسلامی را؟ دشمن‌ها چه خیال می‌کنند درباره‌ی نظام جمهوری اسلامی؟ یک پیکره‌ی عظیمی، همه اقتدار، همه توانمندی؛ جمهوری اسلامی را این چیزها تشکیل داده.(۱۳۹۵/۰۴/۰۵)
 
بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر و جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم
آنها نمی‌دانند چه قدرتی در ایمان به خدا و در اعتقاد به جهاد وجود دارد؛ آثارش را می‌بینند، درست نمی‌توانند تحلیل کنند؛ لذا به اقدامات دیوانه‌وار [دست میزنند]. این قضیّه‌ی داعش و این قضیّه‌ی تروریست‌های تکفیری و مانند اینها، همه ازاین‌قبیل است. اینها را در واقع درست کرده‌اند برای اینکه جمهوری اسلامی را شکست بدهند؛ عراق مقدّمه بود، شام مقدّمه بود؛ مقدّمه‌ی این بود که بتوانند اینجا را تحت تأثیر قرار بدهند؛ قدرت اینجا موجب شد که اینها در آنجا هم زمین‌گیر شدند؛ وَالّا آنها هدفشان این بود. این کسی که از اینجا بلند می‌شود، می‌رود در عراق یا در سوریه به‌عنوان دفاع از حریم اهل‌بیت در مقابل این تکفیری‌ها می‌ایستد، درواقع دارد از شهرهای خودش دفاع می‌کند. البتّه نیّت آنها خدا است، [امّا] واقع قضیّه این است؛ این دفاع از ایران است، دفاع از جامعه‌ی اسلامی است. مخصوص شیعه هم نیست؛ آن تکفیری‌ها شیعه و سنّی نمی‌شناسند؛ سنّی را هم می‌زنند. ما در داخل کشور خودمان چقدر از علمای اهل سنّت داریم - مرحوم شیخ‌الاسلام در سنندج، مرحوم حسین‌بُر در بلوچستان و علمای دیگری - که همین تکفیری‌ها اینها را ترور کردند و خونشان را مظلومانه بر زمین ریختند. آنها سنّی و شیعه نمی‌شناسند؛ آنها هر کسی را که با انقلاب است، هر کسی را که در مقابل استکبار است، هرکسی را که با آمریکا دشمن است میزنند؛ اسمش را هم می‌گذارند جنگ شیعه و سنّی.(۱۳۹۵/۰۴/۰۵)
 
بیانات در دیدار شاعران
یک مسئله، مسئله‌ی شعرهایی است که در قضایای جاری کشور گفته شده، که خب خوشبختانه ما در این دوره‌ی خودمان شعرایی که این شعر زنده و موضع‌دار را از آنها می‌شنویم کم نیستند؛ بحمدالله هستند؛ یعنی امروز از ده پانزده‌سال پیش، از این جهت جلوتریم و بهتریم؛ منتها اینها ترویج نمی‌شود. فرض کنید حالا مثلاً برای شهدای غوّاص یا برای مدافعین حرم چندین شعر گفته شد یا همین شعری که امشب آقا در زمینه‌ی مسائل مدافعین حرم خواندند؛ خب اینها شعرهای خیلی خوبی  است، اینها برجسته است؛ اینها چرا ترویج نمی‌شود؟ سؤال من این است؛ راه ترویج اینها چیست؟ یا مثلاً برای شیخ زکزاکی شعر گفته شده؛ خب شیخ زکزاکی یک فرد مظلوم و شجاع و مصمّم در راه و طریق خودش بود که مورد تهاجم قرار گرفت و از او انتقام گرفتند. خب اگر چنانچه فرض بفرمایید ما این شعر را ترجمه کنیم، بفرستیم برای جایی که آوازه‌ی او به آنجا برسد، شما ببینید چقدر اثر می‌گذارد؛ چقدر روحیّه می‌دهد! این کار را ما نمی‌کنیم؛ ما در این زمینه‌ها انصافاً کوتاهی داریم؛ یا در زمینه‌ی فلسطین، یا در زمینه‌ی یمن، بحرین، و مانند اینها؛ یا در زمینه‌ی خیانت‌های آمریکا.(۱۳۹۵/۰۳/۳۱)
 
بیانات در دیدار جمعى از مداحان اهل‌بیت علیهم‌ السلام
یک نکته‌ی دیگری که خوشبختانه امروز در جامعه‌ی مدّاح تا حدود زیادی رواج دارد، توجّه به مسائل جاری روز است که خب امروز اینجا شنیدید در بخش‌های مختلفی راجع به مدافعین حرم و مسائل جاری روز؛ اینها خیلی مسائل مهمّی است، اینها مسائل اساسی‌ای است؛ نباید خیال کنیم که اینها از حیطه‌ی تدیّن ما خارج است. خب شما ببینید پیغمبر اکرم که سیّد خلق عالَم است و برتر از این بزرگوار هیچ موجودی را خدای متعال نیافریده است و آورنده‌ی همین دین و همین اسلامی است که ما امروز مدّعی‌اش هستیم، در زمینه‌ی مسائل جاری سیاسیِ کشورش - همان کشوری که آن روز وجود داشت و کشور کوچکی بود - این بزرگوار چقدر تلاش می‌کرد، چقدر زحمت می‌کشید. پیغمبر اکرم نمی‌نشست فقط احکام نماز و روزه و توجّه و عبادت و نماز شب را به مردم یاد بدهد؛ نه، در همین مسجد مردم را جمع می‌کرد، آنها را به جهاد دعوت می‌کرد، آنها را به وحدت دعوت می‌کرد، آنها را به آگاهی در مقابل دشمن دعوت می‌کرد؛ همین حرف‌هایی که امروز برای من و شما مطرح است. مسائل روز مسائلی نیست که بشود از آن صرفِ‌نظر کرد.
کار و تلاشی [هم] که دشمن میکند برای تغییر باورهای مردم یک طرف قضیّه است. اینجا آن‌وقت شما نقش ایفا می‌کنید، نقش پیدا می‌کنید؛ نقش مهم. شما از مدافع حرم هم که دفاع می‌کنید، خیلی کار باارزشی است. همین شعرهایی که خوانده شد، همین حرف‌هایی که زده شد، اینها خیلی باارزش است، در این تردیدی نیست -کمااینکه در دوران دفاع مقدّس، همین شعرهایی که خوانده می‌شد و همین سرودهایی که گفته می‌شد، خیلی تأثیر داشت؛ این بلاشک امروز هم این تأثیر را دارد - منتها در کنار این یک کاری هست که آن کار اگر اهمّیّتش بیشتر نباشد، کمتر نیست؛ و آن تقویت باورهای جوان‌ها است.(۱۳۹۵/۰۱/۱۱)
 
بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى
توجّه بشود در ایّام فاطمیّه، به‌مناسبت ذکر مناقب آن بزرگوار، ذکر شهادت آن بزرگوار، مسائل اختلاف‌افکن مطرح نشود. امروز سیاست‌های مُدهش و اهریمنی بین‌المللی جدّاً درصدد این است که بین شیعه و سنّی اختلاف بیندازد. امروز جنگ‌هایی در منطقه هست؛ من به شما عرض می‌کنم که هیچ‌کدام از این جنگها جنگ اعتقادی نیست؛ جنگ‌های سیاسی و با انگیزه‌های گوناگون سیاسی و قومی و مانند اینها است و ربطی به مذهب ندارد، لکن دشمن یعنی آمریکا، یعنی صهیونیست، یعنی انگلیس سعی میکنند این دعواها را، این اختلاف‌ها را تبدیل کنند به اختلاف مذهبی؛ چون می‌دانید که اختلاف مذهبی به این آسانی‌ها تمام‌شدنی نیست. ما نباید به این هدف کمک کنیم. ما امروز در کنار خود، از برادران اهل سنّت کسانی را داریم که با ما و همراه ما دارند در دفاع از حرم اهل‌بیت می‌جنگند و کشته می‌دهند، شهید می‌دهند. خانواده‌هایی از شهدای مدافع حرم پیش من آمدند که در بینشان چند خانواده‌ی سنّی بودند. خب، این برادر اهل سنّت که برای دفاع از حرم حضرت زینب یا حرم امیرالمؤمنین یا حرم سیّدالشّهدا جوان خودش را گسیل می‌کند به جبهه، بعد هم که پیش ما می‌آید، به جای اظهار تأسّف، به جای اظهار غم و اندوه یا گِله و شکایت، ابراز افتخار می‌کند که پسر من در این راه شهید شده، این را ما باید برنجانیم؟ این را ما باید کاری کنیم که از ما دور بشود؟ اینها نکات مهمّی است، اینها نکات اساسی‌ای است. امروز جزو اولویّت‌های اصلی جامعه‌ی روحانیّت این است که نگذارند کاری را که آمریکا دارد با زحمت انجام می‌دهد، صهیونیست‌ها دارند با زحمت انجام می‌دهند، ما به‌سهولت این کار را برای آنها انجام بدهیم؛ این را توجّه داشته باشید. در سیستان‌ و بلوچستان علمای اهل سنّت مردم را تشویق کردند به انتخابات؛ این گروه‌های تکفیری آنها را الان دارند تهدید می‌کنند که شما چرا کمک کردید به انتخابات؛ چون آنها تشویق کردند. گروه‌های تکفیری فقط دشمن شیعه نیستند، دشمن نظام اسلامی‌اند، دشمن هرکسی هستند که به نظام اسلامی کمک کند؛ به اینها باید توجّه داشت. البتّه ما بارها این را عرض کردیم که گفتن تاریخ، با رعایت موازین، با رعایت ادب، با رعایت جهات مهمّ مصلحتی اشکالی ندارد، لکن [جلوگیری از] ایجاد اختلاف، ایجاد بغض، ازجمله‌ی چیزهایی است که امروز خیلی باید مورد توجّه قرار بگیرد.(۱۳۹۴/۱۲/۲۰)
 
بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم
حقیقتاً هم شهدای شما، هم خانواده‌ها، ‌پدران، مادران و فرزندان آنان، حق بزرگی بر گردن همه‌ی ملت ایران دارند. این شهدا امتیازاتی دارند؛ یکی این است که اینها از حریم اهل بیت در عراق و سوریه دفاع کردند و در این راه به شهادت رسیدند...
امتیاز دوم این شهدای شما این است که اینها رفتند با دشمنی مبارزه کردند که اگر اینها مبارزه نمی‌کردند، این دشمن می‌آمد داخل کشور... اگر جلویش گرفته نمی‌شد، ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و بقیه‌ی استان‌ها با اینها می‌جنگیدیم و جلوی اینها را می‌گرفتیم. در واقع این شهدای عزیز ما جان خودشان را در راه دفاع از کشور، ملت، دین، انقلاب اسلامی فدا کردند.
امتیاز سوم هم این است که اینها در غربت به شهادت رسیدند. این هم یک امتیاز بزرگی است. این هم پیش خدای متعال فراموش نمی‌شود.(۱۳۹۴/۱۱/۰۵)
 
بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهداى ورزش کشور
خیلی تشکّر می‌کنیم از اینکه برادران و خواهران عزیز ورزشی، به این فکر افتادید که شهدای ورزشکار را از خیل عظیم شهدای کشور بیرون بکشید و معرّفی کنید تا جامعه بفهمد که فداکاری در راه خدا و در راه دین و در راه انقلاب با دادن جان و یا معلول شدن، مخصوص یک قشر خاصّی نیست؛ همه‌ی قشرهای کشور در این مسابقه‌ی عظیم و معنوی که «سابِقوا الی مَغفِرَةٍ مِن رَبِّکُم»(۱) [است‌]، شرکت داشته؛ به نظر من این خیلی کار جالب و ابتکار جالبی است که شهدای ورزشکار را معرّفی کنید. و شاید بنده هم مثل دیگران نمی‌دانستم که ما پنج‌هزار شهید ورزشکار داریم، یا در بین همین شهدای اخیرِ دفاع از ولایت اهل‌بیت علیهم‌السّلام و دفاع از حرم اهل‌بیت علیهم‌السّلام ورزشکارانی هستند، قهرمانانی هستند؛ اینها خیلی باارزش است. شما با این کارتان روحیّه‌ی انقلابی را در کشور تقویت می‌کنید، فکر انقلابی را اعتلاء می‌بخشید.(۱۳۹۴/۱۰/۲۱)
 
بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا»
این توانایی‌ها را، [این‌] «هر کاری می‌توانید بکنید» را از انقلاب و نیز از تأمین‌کنندگان امنیّت کشور بدانید. این شهید همدانی که چند روز قبل شهید شد، شما دیدید وقتی [پیکرش‌] رفت به همدان، همه‌ی شهر آمدند و تشییع جنازه‌اش کردند؛ این قدردانی است. اینها اسمی هم ندارند؛ یک تعدادی‌شان معروف می‎شوند و شناخته می‎شوند، اکثرشان معروفیّتی هم ندارند امّا اینها دارند امنیّت را برای من و شما حفظ میکنند. اگر امنیّت نباشد، دانشگاه نیست، تحقیق نیست، پژوهش نیست، نخبه‌سازی نیست. آنجایی که امنیّت نیست، در واقع هیچ‌چیز نیست؛ آنجا زندگی انسان‎ها هم در خطر تهدید لحظه‌ای و دائمی است. این آمادگی‌ها را، این آموزش‎ها را، این فرصتها را از این تأمین‌کنندگان امنیّت هم بدانید.(۱۳۹۴/۰۷/۲۲)
 
پیام در پی شهادت سردار حسین همدانی
شهادت سردار سرافراز، شهید حسین همدانی را به خانواده‌ی گرامی و بازماندگان و دوستان و همرزمانش و به مجموعه‌ی پر افتخار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبریک و تسلیت می‎گویم. این رزمنده‌ی قدیمی و صمیمی و پر تلاش، جوانی پاک و متعبّد خود را در جبهه‌های شرف و کرامت، در دفاع از میهن اسلامی و نظام جمهوری اسلامی گذرانید و مقطع پایانی عمر با برکت و چهره‌ی نورانی خود را در دفاع از حریم اهل‌بیت علیهم ‌السلام و در مقابله با اشقیای تکفیری و ضد اسلام سپری کرد، و در همین جبهه‌ی پر افتخار به آرزوی خود یعنی جان دادن در راه خدا و در حال جهاد فی سبیل الله نائل آمد و فضل و رحمت الهی بر او گوارا باد.
صف استوار آرزومندان این موهبت و کمربستگان راه جهاد و شهادت در ایران اسلامی و در سپاه و همه‌ی نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی، صفّی بلند و بنیانی مرصوص است: و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا. رحمت خدا بر شهید همدانی و بر همه‌ی مجاهدان راه حق.(۱۳۹۴/۰۷/۱۸)
پی‌نوشت:
۱) سوره مبارکه الحديد آیه ۲۱: سابِقوا إِلى مَغفِرَةٍ مِن رَبِّكُم وَجَنَّةٍ عَرضُها كَعَرضِ السَّماءِ وَالأَرضِ أُعِدَّت لِلَّذينَ آمَنوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذلِكَ فَضلُ اللَّهِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ وَاللَّهُ ذُو الفَضلِ العَظيمِ؛ به پیش تازید برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتی که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است و برای کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آورده‌اند؛ آماده شده است، این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و خداوند صاحب فضل عظیم است!
کلمات کلیدی :


منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/1315443/ )

[سه شنبه 30 آبان 1396 ]  [08:52 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

خاطره از مریم :

 من درست یادمه که شش سالم بود که مادرم به سرطان سینه مبتلا شد اما خیلی امیدوار بود که باز هم سلامتی شو بدست بیاره ولی…

ولی وقتی آزمایش هاشو به دکتر نشون داد دکتر معالجِ مادرم جواب منفی داد ؛ اون گفته بود چون خیلی دیر فهمیدی ما کاری از دستمون بر نمیاد …

ولی از اونجایی که مامانم خیلی امیدوار بود به دکتر معالج خودش اکتفا نکرد و جواب آزمایش ها شو به دکترهای دیگه هم نشون داد و همه دکتر ها همون حرفو زدن کاملا یادمه که اون روزا تو خونه مون همش صدای گریه می اومد و حتی یادمه یه روز دیدم بابام نتونست خودشو نگه داره و برای اینکه جلوی من و مامانم گریه نکنه با عجله بیرون رفت….

روزای خیلی سختی بود هر روز نا امیدتر میشدیم ولی یه روز بابام تصمیم گرفت ما رو ببره مشهد به من و مامانم گفت بیایین از این شهر لعنتی بزنیم بیرون و همه دکتر ها و آدماشو تنها بذاریم ؛ ما هم قبول کردیم و به مدت دو هفته تو مشهد بودیم وقتی وارد حرم شدیم بابام نتونست خودشو نگه داره و کلی گریه کرد و مامانم هم تو ویلچر بود و نگاه های مردم اذیتش میکرد.

 کاملا احساس میکردم که مامانم خیلی از این وضع ناراحته هر روز صبح میرفتیم حرم و ساعت هشت شب هم برمی گشتیم ما فقط  تو حرم بودیم جای دیگه نمیرفتیم بعد دو هفته تصمیم گرفتیم برگردیم تهران که یهو حال مامانم بد شد و به خاله ام و مامان بزرگم زنگ زدم و بابام هم خیلی ترسیده بود منم گریه می کردم که دختر خاله ام منو نذاشت تو خونه بمونم و به خونه خودشون برد بعد دو ساعت بابام زنگ زد و با صدای بغض و حالت گریه به خاله ام گفت :  دکترا میگن که یه معجزه ای شده  و حال همسرتون بعد چند ماه شیمی درمانی کاملا خوب میشه . یادمه که خاله ام گوشی از دستش افتاد و در همون لحظه سجده کرد همه داشتند از خوشحالی گریه میکردن واقعا معجزه بود.

الان هم که هفت ساله از این موضوع میگذره و ما هر سال تو اون روز که دکترا گفتن مادرم حالش خوب میشه به بیمارستان کودکان سر طانی میریم و بابام هم نذری که تو اون روزای پر از رنج و درد کرده بود رو ادا می کنه ما هرسال تو اون دو هفته ای که بخاطر بیماری مامانم رفته بودیم محضر آقا امام رضا ، میریم مشهد و دو هفته رو تو این شهر مقدس سپری می کنیم ….

بینا شدن نابینای مادرزاد

خادم های امام رضا (ع) که مثل همیشه در حال عوض کردن گل های بالای حرم امام رضا(ع) بودند . ناگهان گلدان از دست خادم رها میشه و طرفی که بانوان در حال زیارت بودن می افته و روی سر دختری که در کنار شسته بود می افته همه به طرف دختر می رن …سر دختر کاملا شکافته شده بود و خون همه جا رو فرا گرفته بود سریع این دختر رو به بیمارستان می برند خادم هم که از ترس جرات حرکت نداشت در جای خود می لرزید تا اینکه تقریبا 4 ساعت بعد از حادثه پدر دختر به حرم اومد و سراغ اون خادمی که گلدون از دستش افتاده بود رو گرفت تا اینکه این خادم پدر دختر رو دید ترس همه ی وجودش رو فرا گرفته بود و با خود می گفت ( نکنه دختر فوت شده باشه نکنه …..) که پدر به این خادم رسید و در کمال نا باوری پدر خادم رو بغل و او را بوس می کرد و اشک در چشمان پدر پر شد خادم گفت من سر دختر شما رو شکستم و شما من رو بغل و می بوسید؟؟؟

پدر گفت دختر من از زمانی که به دنیا امد نابینا بود و به مشهد اومده بود تا شفا بگیره زمانی که اون گلدون به سر دخترم خورده بود دکترا می گفتند که به طرز کاملا عجیبی چشمان دخترم بینا و باز شده بود که اقا امام رضا (ع) شفای او رو داد انگاه پدر بلند صدا زد

یا امام رضا(ع) قربونت برم.

miracles of Imam Reza7 کرامات و معجزات امام رضا (ع)جواب نامه

حاج میرزا حسن طبیب (لسان الاطباء) فرمود:

وقتی که عازم زیارت حضرت ابی الحسن الرضا (علیه السلام) شدم آن زمان مرحوم علامه فقید زاهد حاج ملا محمدبن محمد مهدی معروف به حاجی اشرف و حجت اشرفی (که از مشاهیر علماء بشمار آمده که در احوالاتش در کتاب قصص العلماء گفته اند آنجناب از نصف شب تا صبح مشغول عبادت و تضرع و زاری ومناجات با حضرت باری تعالی بوده و بسر و سینه می زد. وهرکس او را می دیده خیال می کرده که تازه از بیماری برخاسته.) در وطن اصلی خود اشرف بود و من بجهت امر وصیت نامه خود خدمت آن بزرگوار رفتم.

آنجناب تا مطلع شد که من عازم زیارتم فرمود هنگامیکه خواستی حرکت کنی بمن خبر بده. از این جهت وقتی خواستم حرکت کنم نزد آنجناب مشرف شدم پس آن مرحوم پاکتی بمن داد و فرمود (لدی الورود) این نامه را تقدیم حضور امام (علیه السلام) کن و در مراجعت خود جوابش را بگیر و برای من بیاور. من این تکلیف وامر او را عامیانه پنداشتم که چگونه من جواب بگیرم و لذا از آن ارادتی که بآن جناب داشتم کاسته شد.

لکن بزرگی او مرا مانع شد که ایرادی بگیرم در هرحال از خدمتش مرخص شدم و حرکت نمودم تا اینکه بآستان قدس امام هشتم (علیه السلام) مشرف گردیدم و نظر باسقاط تکلیف پاکت را بضریح مطهر انداختم.

چند ماه هم برای تکمیل زیارت توقف نمودم و سخن آن مرحوم که جواب نامه را بگیرم و بیاور از نظرم محو شده بود، تا شبی که صبحش عازم بر حرکت بودم برای زیارت وداع مشرف شدم. و چون پس از نماز مغرب و عشاء مشغول نماز زیارت شدم شنیدم صدای قرق باش بلند شد که زائرین از حرم بیرون روند وخدام آنحضرت حرم را تنظیف نمایند.

من متحیر شدم که اول شب که وقت در بستن نیست ولی تا من از نماز زیارت فارغ شدم دیدم در حرم مطهر کسی نمانده بغیر از من پس من برخاستم که از حرم بیرون روم ناگاه دیدم بزرگواری در نهایت عظمت و جلالت از طرف بالا سر با کمال وقار قدم می زند. چون برابر من رسید فرمود:

حاج میرزا حسن وقتی که به اشرف رسیدی سلام مرا بحاجی اشرفی برسان و بگو:

آئینه شو جمال پری طلعتان طلب

جاروب زن بخانه و پس میهمان طلب


[یک شنبه 22 مرداد 1396 ]  [09:46 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

 

حرم مطهر حضرت امام رضا علیه‌السلام نعمت بزرگ و گران‌قدری است که در اختیار ایرانی‌هاست، عظمتش را خدا می‌داند، به‌حدی که امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید: «زِیارَةُ أَبی أَفْضَلُ مِنْ زِیارَةِ الْحُسَینِ علیه‌السلام لأِن الْحُسَینَ علیه‌السلام یزُورُهُ الْعامةُ وَ الْخاصةُ، وَ أَبی لایزُورُهُ إِلا الْخاصةُ؛ زیارت پدرم از زیارت امام حسین علیه‌السلام افضل است، زیرا امام حسین علیه‌السلام را عامه و خاصه زیارت می‌کنند، ولی پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامی) زیارت نمی‌کنند».

لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین علیه‌السلام ظاهر می‌شود. بنابراین، ایرانی‌ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.در محضر بهجت، ج١، ص٣٢٨

انتهای پیام/س*

 


[سه شنبه 10 مرداد 1396 ]  [09:39 ب.ظ]  [وحیدمرادی]

.

گروه معارف قدس آنلاین/ابوالفضل رهبر؛ دِعبِل خُزاعی از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نقل کرده است که ایشان از پدرشان، از پدرانشان، از امیرالمؤمنین نقل کردند که رسول خدا (صلوات الله علیهم) فرمودند: چهار گروه هستند که در روز قیامت، من شفیعشان خواهم بود؛

احترام به سادات، از رسوم شیعیان بوده و هست. جالب است بدانید، از قرن سوم، تشکلی برای تکریم سادات و رسیدگی به امور آنان شکل گرفت. این تشکل کم کم گسترش یافت و قوت گرفت، تا جایی که در دوران افول بنی عباس، رسمیت یافت. در این تشکل، افرادی با عنوان «نقیب» در شهرهای مختلف به امور سادات رسیدگی می کردند و همگی زیر نظر «نقیب النقباء» فعالیت داشتند. سید رضی، تدوین کننده نهج البلاغه، در زمان خود، این منصب را دارا بوده است و نقابت علویان و طالبیان[1] را به عهده داشته است.

از جمله وظائفی که برای صاحبان منصب نقابت بر شمرده اند، می توان به این موارد اشاره کرد:

الف. ضبط انساب سادات و ثبت ولادت و وفات آنان (برای شناسایی دقیقِ جامعه سادات، داخل نشدن بیگانگان در میان آنان و فراموش نشدن سیادتشان)

ب. الزام سادات به رعایت احکام اسلامی و آداب اجتماعی و نیز باز داشتن آنان از تفاخر به دیگران و اشتغال به شغل های پست (جهت حفظ احترام و محبوبیت خاندان پیامبر)

ج. مدیریت اموالی که شرعاً به سادات تعلق می گیرد (مثل سهمی که از غنائم جنگی یا خمس، به آنان تعلق می گیرد)

هـ. رفع خصومت و قضاوت میان سادات و اجرای حدود شرعی بر سادات خطاکار، به صورت مستقل[2]

و. ولایت بر اموال سادات یتیم، رسیدگی به امور آنان و فراهم نمودن زمینه ازدواج دخترانی که ولیِ معینی ندارند

د. جلوگیری از ازدواج دختران سادات با افرادی که هم شأن آن ها نیستند

این رسم پسندیده ریشه در احادیث پیامبر و ائمه (صلوات الله علیهم) دارد.

به نمونه ای از این احادیث که شیخ صدوق به نقل از امام رضا (علیه السلام) در کتاب «عیون أخبار الرضا علیه السلام» ذکر کرده است، توجه نمایید:

...حَدَّثَنَا دِعْبِلُ بْنُ عَلِيٍّ (الْخُزَاعِيِّ) قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: «أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِيعٌ‏ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْمُكْرِمُ لِذُرِّيَّتِي مِنْ بَعْدِي وَ الْقَاضِي لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ وَ السَّاعِي لَهُمْ فِي أُمُورِهِمْ عِنْدَ اضْطِرَارِهِمْ إِلَيْهِ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ.»[3]

دِعبِل خُزاعی[4] از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نقل کرده است که ایشان از پدرشان، از پدرانشان، از امیرالمؤمنین نقل کردند که رسول خدا (صلوات الله علیهم) فرمودند:

«چهار گروه هستند که در روز قیامت، من شفیعشان خواهم بود؛

1- کسی که پس از من، به ذریه[5] ام احترام بگذارد،

2- و کسی که نیازهای آنان را برآورده سازد،

3- و کسی که هنگام ناچاری آن ها، در (رسیدگی به) امورشان بکوشد،

4- و کسی که آنان را با قلب و زبانش دوست بدارد.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


[1] علویان: خاندان امیرالمؤمنین (علیه السلام)، طالبیان: خاندان حضرت ابوطالب (رحمة الله علیه).

[2] چنان چه امروزه، برای حفظ حرمت بعضی قشرها، دادگاهی ویژه تشکیل می شود.

[3] عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص253.

[4] دِعبل بن علی بن رزین، شاعر شیعه قرن های دوم و سوم هجری است. وی از اصحاب امام کاظم و امام رضا بوده است و محضر امام جواد (علیهم السلام) را نیز درک کرده است. دعبل خُزاعی در برابر دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) زبانی تند داشت و به همین دلیل، به دستور عباسیان به قتل رسید.


[دوشنبه 12 تیر 1396 ]  [02:33 ب.ظ]  [وحیدمرادی]
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2